خوب من:
در این غربت بی تو بودن، یاد تو تنها ارامش من است.
نمی دانی وسعت تنهاییم چه بیکران است!

درسکوت پریشان نیمه شب نمی دانی قلب خسته ام
چه بیقرار است؟!
کاش میشد من آنجا باشم
شاید آن شهر مقدس در نیمه های شب که بانگ
موذن از مناره هایش بر می خیزد مرا با غم هایم
در آغوش بگیرد و تسلی دهد.
و حضور مهربان تو به من امید زندگی دهد...
با خود پیمان بستم که دیگر از ایام تنهایی وتلخی
از خاموشی دیر پای کلبه ام در شبهای دراز زمستان
و غروب های غمگین سخن نگویم...
اما باز هم بی آنکه بخواهم
|
دل منِ یِِِِِه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زدو رفت حیوونی تازگی ادم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت |
| |||
|
نذاري فاصله ها ، تو هجوم سايه ها ، ميون غريبه ها ، نذاري توجاده ها تورو از من بگيرن ، تو خودت خوب مب دوني ، توي راه زندگيم ، دلخوشم به بودنت ، پس نكني يه كاري تا فرق نكنه چه بودنت ، چه نبودنت |
| ستاره عزیزم: |
|
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام گرم ياد آوري يا نه من از يادت نمي كاهم تو را من چشم در راهم شباهنگام... |
|
محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه میخواهد اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آن است که نامت را همیشه بر زبان دارم [ستاره جونم] |
تورا به دادگاه خواهند کشید
شاید به حبس ابد محکوم شوی
جزئیات جنایتت معلوم نیست
اما ....
اثر انگشت تو را روی قلبی شکسته یافته اند .

