Knowledge Management as a topic is very broad and there are many resources available on this topic. I hope you find the information below helpful.
ادامه مطلب
اما چطور بايد از پس اين همه فعاليت، مسئوليت و اجبار برآمد؟ تنها راه متعادل بودن است. يعني شما بايد به هر دو جنبه روحي و جسمي خود به يك اندازه توجه كنيد، خوب بخوريد، نرمش كنيد، اضطراب را از خود دور كنيد، با اطرافيان خود ارتباط برقرار كنيد، اعتماد به نفس داشته باشيد و اهداف خود را مشخص كنيد.
نيروي تعادل
اكثر ما سعي مي كنيم متعادل زندگي كنيم، ولي با اين وجود خيلي از اوقات احساس خستگي مي كنيم. براي برطرف كردن اين حس اولين قدم اين است كه براي خود مشخص كنيد كه مهمترين عوامل در زندگيتان چه چيزهايي هستند. به اين ترتيب شما خواهيد توانست بهتر تصميم بگيريد و از وقتتان بهتر استفاده كنيد يكي از روشهايي كه ممكن است به شما كمك كند در زير آمده است:
يك ليست از 10 چيزي كه برايتان اهميت خاصي دارند تهيه كنيد،به خاطر داشته باشيد كه چيزهايي كه در زندگي آرزوي داشتن آن ها را داريد هم در اين ليست ذكر كنيد. اين ليست را به ترتيب اهميت مرتب كنيد.
مثلاً
-
از قيد دوستان مزاحم خلاص شدن
-
خوردن غذاهاي سالم
-
دست يابي به يك مقام علمي در مدرسه
-
پرداختن به ورزش مورد علاقه
-
رفتن به كليسا، مسجد و ديگر اماكن مذهبي
-
گذراندن اوقات با خانواده
-
داشتن اوقات فراغت براي انجام فعاليت هاي مورد علاقه
-
رفتن به كلاس موسيقي
-
و...
ليست خود را مرور كنيد و ببينيد كه آيا اين مورد واقعاً براي شما از اهميت خاصي برخوردارند؟ فكر كنيد كه تاثير اين كارها در زندگي روزمره شما چه خواهد بود. مثلاً براي خوردن غذاهاي سالم حاضريد صبح زودتر از خواب بيدار شويد تا قبلاً از مدرسه رفتن شير تهيه كنيد و در صبحانه بخوريد؟
اين بار كه اضطراب به شما روي آورد به اين ليست نگاهي بيندازيد. شايد نياز باشد تغييراتي در اين ليست ايجاد كنيد.
الان وقت عمل است ...
ادامه در بخش « ادامه مطلب »
ادامه مطلب
اینم تحقیق ارایه شده توسط خانم ها صباغی و بابایی در کلاس اداره کتابخانه آقای یغمایی
روی اون کلیک کنید و بعد فایل اون رو روی سیستم تون ذخیره نمایید .
موضوع این تحقیق هم انگیزش درمدیریت کتابخانه ها است.
موفق و موید باشید .
برای همه دوستان بهترین آرزوها را دارم.
متن کنفرانس واسلاید های درس اداره کتابخانه :( استاد راهنما :جواد یغمایی )
ارائه شده توسط : مرضیه مقرونی و آزاده کیانی
اصول اداره کتابخانه
مقدمه :
در جوامع کنونی با توجه به رشد چشمگیر سازمان ها و نهاد های مختلف و تعدد و تنوع وظایف و مسئولیت ها ، ضرورت هماهنگ کردن منابع انسانی و مالی ، به منظور نیل به اهداف مورد نظر با حداکثر کارایی ، توجه بیش از پیش به علم – یا به تعبیری هنر مدیریت را ایجاب می کند .
افراد با تجربه ای ، که از مفاهیم و نظریه ها و اصول مدیریت ، شناختی اساسی دارند ، می توانند مدیریت هر نوع سازمانی را ، صرف نظر از محیط آن به عهده بگیرند .
اگر این مسئله حقیقت دارد پس چرا باید به طور جداگانه درباره مدیریت کتابخانه به بحث پرداخت ؟
پاسخ این است که کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ترکیبی از ویژگی ها و وظایفی هستند که آنها را از هر سازمان دیگر متمایز می سازد .
بی گمان کتابخانه نیز همچون سازمانها و موسسه های دیگر، به منزله نهادی که در عصر انفجار دانش بیشترین بار رسالت سنگین اطلاع رسانی را به دوش می کشند ، از دانش مدیریت بی نیاز نیست .
آنچه در این مقاله مد نظر است
کشف رابطه میان این ویژگی ها و وظایف با
نظریه ها ، اصول و شیوه های اساسی مدیریت است .
« موفقترین کتابدارن کسانی هستند که دانش مدیریت را با علاقه واقعی به مردم و نیازهای آنان درآمیزند»
اصول مدیریتی :
امروزه تاریخچه مدیریت علمی را از زمان تیلور می دانند
تیلور که به پدر مدیریت علمی مشهور است اصول مدیریتی خود را به چهار دسته تقسیم می کند :
ادامه مطلب
آشنایی با نحوه جستجو در سايت کتابخانه کنگره
کتابخانة کنگرة آمريکا به منظور اشاعه اطلاعات، فهرست برگههاي (کاتالوگهاي) تهيه شده در آن کتابخانه را بر روي وبسايت خود در شبکه جهاني Internet با آدرس www.loc.gov منتشر نموده است. جهت دستيابي به اين اطلاعات و رسيدن به صفحات جستجو ابتدا آدرس فوق را در بخش address bar برنامه internet Explorer وارد مينماييم تا صفحه زير که صفحه اصلي وبسايت کتابخانة کنگرة آمريکا ميباشد ظاهر شود.
براي دستيابي به فهرست برگهها . . .
ادامه مطلب
تصمیم گیری گروهی
این دیدگاه که دوفکر بهتراز یک فکر کار می کند مورد قبول جامعه آمریکا وسیستم های قانونی بسیاری از کشورهاست دامنه این باور به آنجا کشیده شده است که امروزه بسیاری از تصمیمات (درسازمان ها )به وسیله گروه تیم ها وکمیته ها گرفته می شود نتیجه مطالعات وبررسی ها نشان که مدیران بیش از چهل درصد وقت خود را درجلسات می گذرانند بدون شک قسمت عمده ای ازاین وقت به تشخیص مسائل به تعیین راه حلهایی برای آن مسائل وانتخاب ابزارهایی برای اجرای راه حل ها صرف میشود
مزایا و معایب تصمیم گیری
در بسیاری ازسازمان ها گروها تصمیم می گیرندولی آیا بدان معنی است که تصمیمات گروهی بر تصمیمات فردی برتری دارد؟
ادامه مطلب
عناصر تشكيل دهنده ناهمساني شناختي و اثربخشي يك نگرش :
ناهمساني يعني نداشتن ثبات رويه در رفتار و ناهمساني به هر نوع ناسازگاري اطلاق ميشود كه امكان دارد يك نفر بين دو يا چند نگرش خود داشته باشد. هيچ كس نميتواند هميشه رفتاري يكسان داشته باشد و به اصطلاح ثبات رويه در رفتار داشته باشد اما براساس تحقيقات انجام شده افراد ميكوشند اين ناهمسانيها و عناصري كه باعث ناهمساني مؤثر است را كاهش دهند.. چنانچه يك نگرش از اثربخشي لازم برخوردار باشد ميتواند باعث كاهش ناهمساني شود و الا فرد درصدد تغيير نگرش برميآيد.
لئون فيستينگر نظريه ناهمساني شناختي را ارائه كرد. وی می گوید ...
ادامه مطلب
تصدی مدیریت در تشکیلات اسلامی به احراز برخی صلاحیتها و برخورداری از برخی ویژگیها وابسته است از جمله:
الف ـ تقوی و اخلاص:
ادامه مطلب
ارتباط با ديگران
چرا به هنگام استخدام بر مهارت ارتباط برقرار كردن تأكيد ميشود؟
داشتن مهارتهاي ارتباطي باعث كاهش مشكلات و نارسائيهاي كاري و افزايش بهرهوري ميشود. مهارتهاي ارتباطي عدم درك را در سازمان كاهش ميدهد. ارتقا شغلي را باعث ميشود. مهارتهاي كلامي مانند صحبت كردن و غيركلامي مانند نوشتن مي توانند در اين مسير بسيار راهگشا باشد. از اين رو شايد مهمترين مهارت ارتباطي صحبت كردن و نوشتن است.
فرض كنيد شما مسئوليت اداره يك گروه از افراد را بر عهده داريد كه از دستور زبان ضعيفي برخوردارند. آيا براي تفاهم با اين گروه شما نيز از روش آنها استفاده ميكنيد؟
ارتباط اثربخشي با گروه مستلزم استفاده از شيوه آنهاست. لذا به نظر ميرسد اگر سرپرست بخواهد با آنها ارتباط مؤثري برقرار كند تا حدود زيادي بايد با روش خودشان عمل كند و ارتباط برقرار كند. البته بايد از هر فرصتي براي آموزش روش بهتر و بهبود شيوههاي ارتباطي استفاده كند.
چرا شايعات منفي سريعتر منتشر ميشود؟
باتوجه به اينكه افرادبيشتر منفي گرا هستند و اين گونه شايعات اخلاق و صداقت را تهديد ميكند شايد علت ديگر رواج سريعتر شايعات منفي طبيعت تخريبي اين شايعات است
مهارت ارتباطات غيركلامي باعث پيشرفت شما در كار ميشود.
به طور كلي ارتباطات غيركلامي نقش مهمي در پيشرفت شغلي ايفا ميكنند. البته ارتباطات در كنار ارتباطات كلامي مي تواند مسيرهاي ارتقا را هموار كند. خيلي از اوقات موافقت و مخالفت بوسيله ارتباط كلامي شدني نيست و لذا مي توان از تكان دادن سر يا اشاره كردن استفاده كرد. لذا در برخي از چلسات اين مهارت مي تواند نشانه همراهي يا عدم همراهي با مدير باشد واز اين رو راهنمايي براي وي. از اين رو مي تواند منشا ارتقا يا پيشرفت فرد باشد.
چكونه از ارتباطات غيركلامي مدير با رهبر تيم ميفهميد كه شما را دوست دارد يا خير؟
توجه مدير با رهبر تيم به صحبتهاي شما و همراهي و تأييد او ميتواند دليل بر علاقمنندي او به شما باشد. اگر در حين صحبت شما با حركات سر تأييد ميشويد دليل بر اين است كه او شما را دوست دارد.
همكارتان به شما مي گويد من درصدد هستم با جستجو در اينترنت بدانم تعداد خودروهايي كه امريكا به ژاپن فروخته است چندتاست ولي هر جا گشتهآم نااميد شدهام؟ شما چگونه با اوهمدردي مي كنيد؟
مي توان با راهنمايي كردن او و آشنا نمودن همكار با موتورهاي جستجوي قوي در اينترنت او را همراهي كرد.و به عبارت ديگر همدردي كردن با او در اين مرحله شامل راهنمايي صحيح او به مننابعي است كه بتواند او را به پاسخ سئوالش رهنمون سازد.
چگونه مصلحت انديشي سياسي ميتواند مانعي براي ارتباطات باشد؟
مصلحت انديشي سياسي مي تواند مانعي براي ارتباطات باشد. گاهي ارسال كننده پيام به لحاظ اين مصلحت انديشي برخي لغات و عبارات را در لفافه و قالبهاي خاص ميپيچيد و اين پوشش درك پيام ارسال كننده را مشكل ميسازد به نظر ميرسد مصلحت انديشي بيش از حد ميتواند موجب انحراف پيام شود و برداشت و ادراك گيرنده را از پيام منحرف سازد.
آشنايي به تفاوتهاي جنسي نحوه ارتباط برقرار كردن افراد را تحت تأثير قرار ميدهد
آشنايي به تفاوتهاي جنسي در ارتباطات باعث تفسير و تجزيه و تحليل رفتار ديگران ميشود. لذا اگر با يك خانم ارتباط برقرار كرديم بايد به اين مهم توجه كنيم كه برخي از رفتارهاي او ناشي از تفاوت جنسيت است و اگر مسائل و مشكلات محيط كار را مطرح ميكند با او همدردي كنيم سعي كنيم روابط اجتماعي برقرار كنيم تا او نيز بتواند به اثربخشي اين ارتباط اميدوار باشد.
مقدمه
رهبری بر تلاش مدیر برای انگیزش کارکنان به منظور نیل به اهداف سازمانی دلالت دارد.
این تلاش به سه طریق صورت می گیرد: رهبری ، انگیزش و برقراری ارتباطات.
در مفهوم رهبری تفاوت آرا ونظریه ها بسیار است . گروهی رهبری را بخشی از وظایف مدیر محسوب می کنند ، در حالیکه گروهی دیگر دامنه مفهوم " رهبری" را وسیعتر از" مدیریت " می دانند .
در تفاوت مفهوم رهبری و مدیریت نیز گاهی گفته می شود که رهبری یعنی نفوذ در دیگران برای نیل به هدف، حال اگر این نفوذ برای نیل به اهداف سازمانی باشد آن را مدیریت می نامند .
در رهبری نوع سازمان مطرح نیست ، یعنی در هر سازمان یا در هر وضعیتی که فردی موفق به نفوذ در رفتار دیگران گردد ، در واقع به گونه ای " اعمال رهبری " کرده است .
نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را " سبک رهبری " گویند.
رهبری چیست ؟
رهبری فرایند اثرگذاری فعالیتهای گروه درجهت رسیدن به اهداف است .
رهبری عبارت است از تاثیرگذاری اثربخش .
رهبری عبارت است از هدایت اثر بخش در مسیر خاص ، دوره، عمل و عقیده.
به طور کلی رهبری فراگرد تاثیر گذاری بر فعالیت های افراد در یک گروه و یا سازمان که در وضعیت معینی در جهت تحقق هدف یا اهدافی کوشش می کند می باشد.
سازمان موفق مشخصه ی عمده ای دارد که بوسیه آ ن از سازمان ناموفق تمیز داده می شود.
این مشخصه رهبر پویا واثربخش است. به طورکلی رهبری فراگرد تاثیرگذاری برفعالیت های یک فرد یا گروه است که درجهت تحقق هدفی مشخص در وضعیت معینی کوشش می کوشد.
ازاین تعریف استنباط می شود که فراگرد رهبری تابعی ازمتغیرهای رهبر، پیرو و سایرمتغیرهای وضعیتی است.
درواقع رهبری عبارت ازرسیدن به اهداف با کمک و به وسیله افراد. بنابراین رهبرباید نگران وظایف و روابط انسانی باشد. همچنین باید به یاد داشت که وقتی این تعریف به رهبر و پیرواشاره میکند، این تصورنباید پیش بیآید که ما فقط درباره ارتباط ازنظرسلسله مراتب یعنی بالا دست و یا زیردست محبت می کنیم . هرزمان که فرد بکوشد تا در رفتـاردیگری نفوذ کند آن فرد رهبر بالقـوه است وشخصی که کوشش دارد تا زیرنفوذ او برود پیرو بالقوه است.
تعاریف پژوهشگران وصاحب نظرا ن این رشته درموردرهبری :
1-" رهبر کسی است که واجد بهترین شناخت نسبت به هنجارهایی باشد که در گروه بیشترین ارزش را دارد.
هم نوایی او بالاترین رتبه را پخش می کند و این موجب جذب مردم می شود و بطور منحنی حق کنترل گروه را برای او پدید می آورد."
2-" رهبری بکار بردن اختیار و تصمیم گیری است."
3-" رهبری ابتکار فعالیتهایی است که منجر به الگوی سازگار تعامل گروه به سوی حل مسائل متقابل است."
4-" رهبر شخصی است که موثرترین تغییر را در عملکرد گروه پدید می آورد."
5-" رهبر عبارت است ازهـنرعلم نفوذ در اشخـاص بطوری که با میـل و خواسته خود در جـهت حصول به هدفهایی تعیین شده گام بردارند."
6-" رهبری عبارت است از توانایی حالتی در کارکنان که با اعتماد به نفس و علاقمندی انجام وظیفه نمایند."
7-" رهبری یعنی تاثیر گذاری بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه."
از تعاریف فوق نکات و نتایج زیر بدست می آید:
الف) رهبری رابطه ای است بین مردم که در آن نفوذ و قدرت بطور نابرابر بر پایه مشروعیت توزیع شده است.
ب) هیچ رهبری نمی تواند در انزوا وجود داشته باشد.
ج) در رهبری یک گروه مسئله بودن و نبودن رهبر مطرح نیست، بلکه همه اعضاء گروه تا حدی که دیگران را تحت تاثیر قرار دهند رهبر بحساب می آیند.
د) رفتاررهبری عبارت از رفتار رویدادها و تعامل افراد است ومثل همه تعاملها یک جریان دو طرفه می باشد.
هـ) بایستی رهبران که روی زیر دستان اثر می گذارند و روسای اداری آنها تفاوت قائل شویم بعبارت دیگر همه رهبران صوری رهبران واقعی نیستند.
در زبان عامیانه رهبر کسی است که اندکی فراتر از زمانه خود باشد یعنی کسی که دیگران را با یک نیروی خدادادی به سوی خود بکشد او کسی است که دیگران می خواهند از او پیروی کنند. کسی که اعتماد، احترام و وفاداری آنها را جذب می کند. این در موقعیت تصویر رهبر ظـهور یافته است " اَبَر مرد" ی که پـندار و تحسـین کسانی را که با او در ارتبـاط هستند تسخیرمی کند، اینان قهرمانانی هستند که دیگران به آنها غبطه می خورند.
وجه تمایز میان مدیریت و رهبری:
رهبری و مدیریت دو موضوع هسـتند که معمولاً با هم اشتباه گرفته می شوند. تفـاوت اینها چیست؟ گـاهی اوقات مدیریت و رهبری قرینه یکدیگرند ولی بهر حال یک تفاوت بین این دو وجود دارد. مدیریت بیشتر بر بدست آوردن نتایجی که بوسیله پرسـنل به منظـور انجام اهداف سازمان اعلام شده اطـلاق می شود. مـدیر
ممکن است به شرایط مخصوص و بیشتر به حل مسائل در کوتاه مدت نظر داشته باشد. مدیریت کارکنان را در قالب سازمان با شرح وظیفه تعیین شده در نظر دارد ولی رهبر خارج از سازمان را هم در نظر دارد.
تاکید رهبری بر رفتارهای متقابل در یک زمینه گسترده می باشد و با تماس و رغبت پیروان همراه است.
جان کارترمی گوید: مدیریت از عهده ی پیچـیدگی بر آمدن است. مـدیریت خوب سبب اجـرای دسـتورها و توافقات بوسیله تنظیم برنامه های رسمی طراحی ساختارهای سازمانی با ثبات و مقابله نتایج با برنامه های قبلی می شود در مقابل رهبری از عهده برآمدن است. رهبران جهت حرکت را با ایجاد دیدگاهی درباره آینده تعیین می کنند؛ پس افراد را با ارتباط دادن آنها با این دیدگاه همسو می کنند و آنها را برای برخورد با موانع تشویق میکنند.
رابرت هاوس: اساساً بر این باور است وقتی می گوید مدیران از اصل قدرت نهفته در سمت برای رسیدن به هدف از طریق اعضای سازمان استفاده می کنند مدیریت از به انجـام رساندن دیدگـاه و استـراژی که بوسیله رهبران تهیه شده، همکاری ومدیریت منابع انسانی و رفع مشکلات روزانه تشکیل شده است. لازم به ذکر است که رهبری همان مدیریت نیست. بسیاری از مدیران از تفاوت میان رهبری و مدیریت آگاهی ندارند و بنابراین شناخت نادرستی از چگونگی اجرای وظایف سازمانی خود پیدا می کنند.
اگر چه بسیاری از مدیرا ن رهبراند و بسیاری از رهبران مدیر ولی فعالیتهای رهبری و مدیریت فعالیتهای یکسانی نیست. مدیران در پست خود منصوب شده اند آنان قدرت قانونی دارند که اجازه می دهد در مواقع ضروری به دیگران پاداش دهند یا آنان را تنبیه کنند. توانایی تاثیر گذاری مدیران بر مبنای اختیار رسمی است.
که از پست سازمانی آنان ناشی شده است. درمقابل رهبران ممکن است منصوب شده یا از درون گروه پدید آمده باشند. رهبران می توانند برعملکرد دیگران تاثیر
بگذارند بدون آنکه قدرت تاثیر گذاری آنان از اختیار رسمی ناشی شده باشد. در سازمان مدیریت حوزه ای وسیعتر از رهبری دارند وبه همان اندازه که بر موضوعهای رفتاری تاکید می ورزد به موضوع های غیر رفـتاری نیز تـوجه دارد. اما رهـبری اسـاساً بر موضوع های رفتاری تاکـید می کند. اگر چه همه مدیران به طور ضروری رهبر نیستند. بیشـتر مدیـران فعال در بلند مدت رهبر به حساب می آیند. فقط بر خوردار بودن از مهارتهای مدیریتی برای موفقیت یک مدیر در جهان صنعتی امروز کافی نیست مدیران جدید باید شناختی اساسی از تفاوت میان مدیریت ورهبری داشته باشند و بدانند چگونه این دو فعالیت برای تحقق موفقیت سازمان باید باهم ترکیب شوند. معمولاًمدیر از اجرای یک شغل اطمینان حاصل می کند در حالی که رهبر مراقب فردی است که آن شغل را اجرا می کند وبه او توجه دارد . برای ترکیب مدیریت ورهبری مدیران جدید باید توجهی حساب شده ومنطقی به فرآیندهای سازمانی نشان دهند(مدیریت) به کارکنان بعنوان افراد انسانی توجه واقعی داشته باشند(رهبری).
دیدگاه سنتی :
در دیدگاه سنتی اختلاف نظر دانشمندان بر سر وسعت حیطه قلمرو دو مفهوم مدیریت ورهبری نسبت به یکدیگر است . این درحالی است که در مکاتب کلاسیک و نئوکلاسیک مدیریت بحثی از تفاوت میان این دو پدیده در بین نیست.
در دیدگاه سنتی نظریاتی وجود دارد که در اینجا به شرح برخی از آنها پرداخته شده است:
الف) مکتب کلاسیک: مدیریت اعم از رهبری است.
ب) مکتب انسان گرایی مدیریت : رهبری اعم از مدیریت است .
ج) دیدگاه نوین : بر خلاف دیدگاه سنتی که هدایت و رهبری را دارای ماهیتی یکسان می داند ومیان این دو مفهوم متفاوت کیفی قائل می باشد.
روابط رهبر:
از دید تئوری وهمچنین تجربی بنظر می رسد روابط رهبر واعضاء گروهش مهمترین متغیر در تعیین قدرت ونفـوذ او می باشد . حـدود اختیارات رهبر به پـذیـرش او از طـرف کارکنانش بستگی دارد در صـورتی که کارکنان به علت محبوبیت قابل اعتماد بودن یا قدرت خدادادی رهبر کاریزما گرایش به پیروی ازاو داشته باشد (رهبری ) به حمایت سازمانی ناشی از ساختار وظیفه و اعمال قدرت کمتر نیازمند خواهد بود.
سه شایستگی رهبری :
در کار رهبری یا نفوذ سه مهارت یا شایستگی کلی وجود دارد.
1- تشخیص: نوعی شایستگی شناختی یا مغزی است . عبارتست از درک موقعیت فعلی وآگاهی از آنچه که به گونه ای معقول از آینده انتظار می رود .
2- تطبیق: نوعی شایستگی رفتاری است وعبارتست از تطبیق رفتارهای شخصی ودیگر منابع به طریقی که سبب پرکردن خلاء وضعیت جاری گردد.
- برقراری ارتباط : نوعی شایستگی فرایندی است حتی اگر شخص قادر به درک وضعیت باشد وحتی اگر شخص به تطبیق رفتار ومنابع برای رسیدن به وضعیت توانا باشد به برقراری ارتباط موثر نیاز دارد.
شایستگی های رهبری
برقراری ارتباط تطبیق تشخیص
رهبری وبصیرت : بصیرت بعنوان یکی از اجزای اساسی رهبری کار آمد شناخته شده است . این اصطلاح بطور کلی برایتوصیف کسی بکار می رود که درک روشنی از آینده واقدامات لازم برای رسیدن موفقیت آمیز به آنجا را دارد.
رهبری بوسیله توانا سازی: یک مدیر در شیوه از بالا به پائین بعنوان " رئیس" یک واحد کاری درمسند
ریاست یک یا سرپرست یک تیم پروژه کار رهبری را بر عهده دارد . موفقیت در هر یک ازاین نقشها با شـکل عمودی سازمـان همخوانی دارد. رهبـری از بالا به پائین به تنـهایی امروزی کافـی نیست تا موفقیت مدیریتی را در محل کاری جدید تضمین کندبلکه به چیز بیشتری نیاز وجود دارد،چیزی که فرصت برای توانا سازی را شامل می شود .
رهبری در عمل : رهبری با بصـیرت ورهبری با توانا سازی مفـاهیمی هستند که روی کـاغذ آسـان بنظرمی رسند. اما صورت تحقق دادن به اینها از طریق رفتار شخصی واقدام عملی بسیار دشوارتر است.
وظایف رهبر: در اینجا مجموعاً به14 وظیفه مختلف مربوط به رهبری در زیر اشاره شده که اهمیت آنها بسته به نوع گروه، سازمان و خصوصیات رهبر متفاوت است.
1.) رهبر به عنوان مجری:
رهبر یک گروه یا سازمان اعم از اینکه خود ساستهای گروه را تعیین نماید یا ننماید، مسئولیتهای بازبینی و اجرای این سیاستها را بعهده خواهد داشت.
2.) رهبر به عنوان برنامه ریز:
يكي از وظایف رهبر تصمیم گیری در مورد انتخاب روشها و وسائل برای نیل به هدفها است که جز برنامه ریزی گروه می باشد.
3.) رهبر به عنوان سیاستگذار:
درگیر شدن در طراحی هدفها و سیاستگذارهایی یک گروه یا سازمان و دخالت برای پیاده کردن آنها یکی از وظـایف مـهم گروه یا سازمـان می باشد، اعـم از
اینکه این سیاستگذاری مستقیـماً توسـط خودرهبـر صورت گیرد. از سطوح بالاتر سازمان ابلاغ شود و یا اینکه از طریق رده های پایین سازمان پیشنهاد گردد.
4.) رهبر به عنوان متخصص:
حداقل در گروه های رسمی، فردی که بیشترین دانش و تخصص لازم را در خصوص مسائل مربوط به آن گروه دارد بعنوان رهبر انتخاب می گردد.
5.) رهبر به عنوان نماینده خارجی گروه:
"لوین" رهبر را بعنوان دروازه بان گروه معـرفی می نماید. ازآنجا که رهبرمـعمولاً بیشترازسـایرافـراد از هدفها و برنامه های گروه آگاه بوده و به نیازها و خواسته های آنها آشنایی دارد بیش از هر کس صلاحیت نمایندگی یا پاسخگویی گروه را در خارج از گروه یا سازمان خواهد داشت.
6.) رهبر به عنوان کنترل کننده روابط داخلی:
با توجه به میـزان اشـرافی که رهبر نسبت به جزئیات ساختـمان گروه و روابط گروهی دارد می تواند نسبت به کنترل روابط داخلی گروه نقش مهم و سازنده ای داشته باشد.
7.) رهبر به عنوان تشویقات و تنبیهات:
قدرت تشویق و تنبیه اعم از اینکه در قالب مسائل مالی ترفیع و ارتقاء افراد باشد یا در حوزه ای وسیعتر از آن وسیله ای است که رهبر توسط آن می تواند کنترل خود را روی گروه یا سازمان اعمال نماید.
8.) رهبر به عنوان واسطه یا داور:
با توجه به قـدرت تشویق و تـنبیه که در اختیار رهبری است نقش او بعنـوان یک واسطـه یا داوردر حـل تضادهای داخلی گروه و افراد از اهمیت خاصی برخوردار است.
9.) رهبر به عنوان نمونه:
در بسیاری از گروه ها و سازمان ها رهبر لازم است خود نمونه بارز رفتارهایی باشد که از افراد گروه انتظار می رود.
10.) رهبری به عنوان علامت گروه:
در برخی از گروهها همانطور که علائمی نظیر لباس متحدالشکل نامها و حرکات خاص در شناسایی آن گروه یا مجموعه نقـش دارد. رهبر نیز بعنوان سمبل یا علامتی در شناخت آن گروه نقش پیدا می کند. بخصوص موقعیکه رهبر برای مدت طولانی در حیات آن مجموعه وجود داشته باشد و به شکل یک نهاد برای آن مجموعه درآید.
11.) رهبری به عنوان جانشین مسئولیتهای فردی:
گاهی رهبر تصمیم مربوط به یک فرد را خود اتخاذ می نماید تا فشار ناشی از عواقب آن بعهده او باشد. افراد نیز متقابلاً گاهی تمایل دارند که حتـماً در مـواردی که قـدرت تصمیم گیری دارند از اتخـاذ تصمیم خـودداری کرده و تصمـیم گیری را به مـدیر یا رهبر واگـذار نمایند تا از هر گـونه عوارض مربوط به نتایج آن آسـوده
خاطر باشند.
12.) رهبر به عنوان ایدئولوژیست:
مهمترین مسئـولیت ووظیفه یک رهبرموقعی است که مسئولیت هدایت عقـیدتی وایـدئولوژی گروه راعهده دارمی گردد.
13.) رهبربه عنوان سپربلا:
رهبری که نقش شبه پدررابه عهده می گیردودرصورت لزوم پاسخگوی عوارضی ناشی ازنتایج کاردیگران میگردد. درحقیقت درسـطح گروه یاسـازمان نیزمیتواندعاملی ومحلی برای جلوگیری ازاستیلای روحیه یأس وناامیدی درشکست های گروهی باشدوباتقبل مسئولیت این شکست ها سپربلایی برای افرادسازمان وگـروه باشد.
14 .) رهبری به عنوان شبه پدر:
رهبری می توانددربسیاری ازمواردمنبعی برای پاسخ به تمایلات واحساسات پیروان به حساب آید. وپیروان اوراهمچـون پدری که هم تشـویقی وهم تنبیه اوجنبه دلـسوزی داردپنـداشته، مسـائل ومشکـلات خود را بااودرمیان بگذارند.
وظایف رهبر را می توان اینطور خلاصه کرد که:
1- برقرار کردن و اجرای معیارهای عملکرد برای رسیدن به اهداف سازمان است و توجهی به نیازهای سازمان نه به نیازهای افراد داشت.
2- ایجاد تسهیل برای دستیابی به هدفهای مشترک در میان پیروان ضمن فراهم کردن فرصتهایی برای رشد و پیشرفت شخصی آنان بود.
منابع و مأخذ:
n مدیریت عمومی و آموزشی ............................ محمد حسین رئوفی
n مبانی سازمان و مدیریت ..................................... علی رضائیان
n مبانی سازمان و مدیریت ..................................... طاهره فیضی
n مدیریت و رهبری در سازمان ها ............................... گری یوکل
کتابداری و اطلاع رسانی (83)
استاد راهنما : جناب آقای دکتر محسن مرادی
خرداد 85
ايجاد روابط در محيط كار
چگونگي كنار آمدن با مدير اهميت دارد!!!
ايجاد رابطه صحيح و درست با مدير از اهميت زيادي برخوردار است. تحقيقات نشان ميدهد 90 درصد ازكساني كه كار را ترك كردهاند، نگرش ضعيفي به كار داشتهاند، رفتار مناسبي نداشته اند و دچار ضعف ارتباطي بوده اند. هرگونه ارتقائ پست و مقام، افزايش حقوق و دستمزد نيازمند ارتباط صحيح و به موقع با مديريت طبيعي است در محيطهاي دموكراتيك اين ضرورت دو چندان ميشود.
چگونه به مدير خود تقويت و شناخت مثبت بدهيد ؟
از آنجا كه معمولاً مديران از مديران ارشد چنين تقويتي را دريافت نميكنند، تقويت مثبت مدير توسط كاركنان حتي با گفتن متشكرم در بهبود ارتباطات بسيار مؤثر است، ثبات قدم در تقويت مثبت ، به موقع بودن و ثبات تقويبت مثبت با حجم كار، فاصله دار بودن تقويبت مثبت در اين مهم بسيار مؤثر است و در اين صورت شائبه خوش خدمتي كمتر وجود دارد.
چگونه يك فرد مي تواند هنجارهائي يك گروه را در محيط كار ياد بگيرد؟
هنجارها مجموعههاي نانوشته انتظارات و استاندارها هستند كه به اعضا گروه ميگويند چه بايد بكنند. اين هنجارها از طريق مشاهده و يا دريافت مستقيم از ساير اعضا گروه اموخته ميشود. اين هنجارها جنبههاي اجتماعي رفتار و تنظيمات كاري را تحت تأثير قرار ميدهد.
مثالي از يك تكنيك كه نشان دهد بدان وسيله براي همكارانتان ارزش قايل شدهايد:
يكي از مهمترين راهكارهاي ايجاد حس اهميت در همكاران بيان برخي خصائص مثبت و ويژگيهاي بارز افراد در جمع گروه است. بدين وسيله نشان مي دهيد كه فلان ويژگي فرد موردنظر و در مجموع خود فرد مذكور براي شما اهميت دارد و اين احساس به او دست مي دهد كه فرد مهمي است.
بيان مهارتهاي بين فرهنگي نظير آشنايي با زبان ، آداب و رسوم و عرف ديگر فرهنگها ميتواند در ايجاد رابطه با آنها مؤثر باشد، اگر با مصاحبه كننده كه احتمالاً از فرهنگ متفاوت است توانستيم به خوبي ارتباط برقرار كنيم به نوعي مهارت ارتباطي خود را به او نشان دادهايم.
ايجاد رابطه سازنده كاركنان با مدير ميتواند از چندين طريق صورت گيرد:
جلب اعتماد مدير، توانايي در حل مسأله و ارائه راهحلهاي ابتكاري، عدم موافقت سازنده با اطلاعاتي به نظر من شايد بهتر باشد. با آنچه شما ميگوييد كاملاً درست است اما فكر نمي كنيد. مي تواند راهنماي خوبي براي مدير بوده و در نهايت ارتباطات مدير و كاركنان را عمق بخشد و به حل تعارضات كمك كند.
سئوال: فرض كنيد هدف شما توسعه مهارتهاي تنوع فرهنگي است و در يك تريا بدنبال جايي براي نشستن هستيد و در جايي نزديك 10 نفر از يكي از گروههاي نژادي مينشينيد. آيا شما براي نشستن در نزديكي آنها اجازه مي خواهيد؟
اگر هدف فرد توسعه مهارتهاي تنوع فرهنگي است بايد به تفاوتها احترام بگذارد. در اين صورت كسب اجازه از گروه مذكور به ايجاد رابطه و مديريت تنوع فرهنگي كمك ميكند.
ارائه شده توسط : فاطمه ملک آبادی زاده و فاطمه دهنوی
( اصول مدیریت )
اصول ارزیابی عملکرد مدیر موفق ازدیدگاه صاحبنظران علم مدیریت
اصول حاکم بر مدیریت
تعریف : اصول حاکم بر مدیریت، اصولی هستند که در هنگام تصمیم گیری به طور مستقیم یا غیر مستقیم منشاء اثر بوده و در نتایج تصمیم گیری موثر واقع شوند .
اصول کلی حاکم بر مدیریت
•نقش متغیر های شخصیتی حاکم برمدیر:( زیرکی، هوشیاری، فراست، بصیریت و آگاهی، شخصیت و اخلاق، کارایی مدیر(آینده نگری، هماهنگی، نظارت، ارزشیابی، امور اداری)، شناخت نیازها، خلاقیت، استعدادهای نهفته ) ادامه در ...
ادامه مطلب

