مادر عزیزم روزت مبارک

باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.
باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.
گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.
گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
خشم لبريز از مهرباني:
مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛
لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛
لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم.
نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست.
چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

تقدیم به همه مادران ایران زمین
بخصوص مادر عزیزم که همه هستی ام را مدیون مهربانی ها و گذشت هایش هستم
دوباره ترمی جدید شروع شد ومن در حسرت صف طولانی حسابداری و شهریه ای سنگین به شکستن سکوت کتابخانه ای ساکت به زیر قدم های پر سروصدایمان فکر می کردم.به دیوارهای فرسوده ی مهربان،راهروهای تنگ و تاریک که در ازدحام وجود من و تو در ساعت کلاس و امتحان باریک و باریکتر می شدند.روزی که ما بچه تر از آن بودیم که به خاطر بسپاریم که زمان می گذرد، زمان آرام آرام می گذشت از لابه لای تک تک ما که بر تک تک صندلی های کلاس تکرار می شدیم،از میان ما که شدیدا مشغول نوشتن از روی دست هم بودیم گاهی جزوه،گاهی رونویسی گزارشهای تکراری و شاید جواب سوال یک امتحان.
زمان گذشت همان وقت که استاد پشتش به ما بود و رویش به تخته سیاه و کلاس در تفریح خوش آیندی استراحت می کرد،هنگامی که کسی سخت جزوه می نوشت و دیگری سخت مشغول تایپ کردن پیغامهایش بود،درست در لحظاتی که با واقعیت تلخ یاد گرفتن آن همه اسم نویسنده و کتاب رو به رو بودم؛چقدر نامهای عربی و سخت،چقدر تشابه اسمی و چقدر منبع مرجع؛یادش به خیر هروقت کم می آوردم می گفتم دایره المعارف!
واین آخری ها منبع معجزه گری کشف شد به نام عشق با نام تجاری دوستی که با هیچ چیز تشابهی ندارد و بزرگترین مسئله ی جانبی آن دلتنگی است و غم دوری.
دلم تنگ می شود، دلم تنگ می شود برای اولین کلاسی که به عنوان یک دانشجو در آن حاضر شدم،صبح یک روز پاییزی کلاس کتابخانه و کتابداری،و دلم تنگ می شود برای آخرین کلاسهای دانشجویی اصول کار مرجع و تلاشهای خانم جعفرزاده برای زنده کردن اطلاعات گم شده در ذهن های خسته ی ما،یادش به خیر آن روزی که فهمیدم می توان جواب سوال های رده بندی را از کتابخانه ی آستان قدس پیدا کرد!!.دلم تنگ می شود برای تک تک لحظه های کلاس سازماندهی و کارآموزی چقدر حس کتابدار بودن داشتیم؛دلم تنگ می شود برای سنگینی وزن کتابهای دیوئی و کنگره و برای تمام سوال های مرجعی که پاسخ دادنش گاه روزها وقتم را می گرفت و شاید سوال مشابهم را از روی برگه ی دوستم جواب می دادم، دلم تنگ می شود برای شبهای نبرد چای و قهوه با خواب و امتحان،شبهای غلط کردن و تصمیم های بزرگ گرفتن!شبهای ناب به یاد ماندنی امتحان،راستی چقدر امتحان در تاریکی تالار می چسبید.
دیگر کسی با شجاعت سکوت کلاس آقای یغمایی را برهم نخواهد زد،دیگر امتحانی در کار نیست دیگر چه فرقی می کند من کدام بودم و تو کدام وقتی دیگر جنگی بین مشهدی ها و خوابگاهی ها نیست...دیگر دلهره ای برای کنفرانس های طولانی کلاس و تهیه ی پاورپوینت وجود ندارد......دیگر همه چیز تمام شد...... همه چیز........................ حتی حس زیبای دانشجویی من..................!
سارا براتیان
http://my.opera.com/malekabadi/picture.pl?xscale=190
http://my.opera.com/malekabadi/picture.pl?xscale=267
این عکسو واسه تشکر از خانم براتیان از لطف بینهایتش اینو گذاشتم اما بقیه عکسا نیاز به ویرایش داره خیلی تاریکه و کلی ایراد دیگه داره اگه کمی صبر کنید حتما همه شو میزارم. زود منتظر نباشید تا یک هفته دیگه حاضر میشه ![]()
سارا جان دستت درد نکنه
سلام دوستان
آخرین روز ، آخرین امتحان و بالاخره اخرین دیدارها با هم کلاسی های کتابداری ورودی ۸۳ دانشگاه امام رضا تمام شد . آموخته هایمان از کلاس های درس و (بیش از آن ) از فضای دانشجویی ودوستی ها را در کوله باری جمع کردیم و از در دانشکده بیرون رفتیم ...تا پرگار تقدیر بار دیگر بچرخد و دایره آتیهء مان را مرسوم کند .
امیدوارم با موفقیت هر چه تمام تر ![]()
![]()
خبر اول :
مهلت تحویل تکالیف کاراموزی تا تاریخ ۱۰ بهمن تمیدید شده
خبر دوم :
عکسهای دسته جمعی رو که تا به حال گرفتیم رو بعد از کنکور می زارم رو وبلاگ
کسانی که می خواند عکسهای تکی شون رو براشون بفرستم یا کل عکسها رو داشته باشن ادرس میلهاشون رو در نظرات وارد کنند
اخر از همه هم باید بگم ...
مثل همیشه که در بست در خدمتتان بودم هر وقت سوالی داشتید و یا کمکی خواستید در خدمت گزاری در خدمتم
از طریق میل مکاتبه کنید منو از حالتون بی خبر نگذارید و خبرهای هم کلاسی هاتون رو هم رو وبلاگ بگذارید تا این وبلاگ باعث بشه از هم دور نشیم و از حال هم با خبر باشیم
برای همگی تون ارزی موفقیت دارم
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول آن های و هوی و نعره ی مستانم آرزوست
هر چند مفلسم نپذيرم عقيق خرد کان عقيق نادر ارزانم آرزوست
با سلام به اعضای محترم گروه
آنانکه مطلب را خواندند و عکس العمل نشان دادند و آنها که خواندند و پشت گوش نهادند
در رابطه با میلی که به گروه بحث در رابطه لزوم اهمیت به مساله مهندسی فرهنگی ارسال نمودم نظراتی به گروه ارسال شد
هر چند همین اندازه عکس العمل هم جای بسی شکردارد؛ اما با خواندن نظرات اولین چیزی که به ذهنم رسید این بیت شعر بود که گاهی استاد عزیزم جناب آقای دکتر رداد عضو هیئت علمی دانشگاه امام رضا گاهی به شوخی در کلاس می خواندند " من از بهر حسین در اضطرابم ... تو از عباس میگویی جوابم ..."
محتوای میل بنده لزوم توجه به فرصت پیش آمده بود تا شاید بشود با فرصت پیش امده کمی از بار مشکلات موجود رشته کتابداری و کتابدارن کاست اما نظراتی که به گروه ارسال شده بود اصل ماجرا را رها و به واژه " مهندسی فرهنگی " واینکه (این ترکیب ناموزون به قول اقای سیامک محبوب و یا ترکیب دو واژه غیر هم سنخ به قول اقای علیرضا سعادت ) توجه داشتند !!!
در جواب این دو دوست عزیز باید عرض کنم:
نظر آقای علیرضا سعادت : «با سلام خدمت سرکار خانم ملک آبادی زاده
جسارتا استدعا دارم شما که توجه خاصی نسبت به فرایند؟ یا نمی دانم طرح؟ یا هر چیز دیگر مهندسی فرهنگی دارید بفرمائید معنی این عبارت چیست و به چه چیزی اطلاق می شود. چون ما در مجموعه علوم چیزی به عنوان مدیریت فرهنگی داریم که تا جایی که بنده اطلاع دارم به عنوان یک رشته دانشگاهی در برخی کشورها و در ایران هم اگر هنوز موجود باشد در دانشگاه آزاد اراته می شود
بیشتر سئوال من از این است که مهندسی واژه ای است که با عینیات سرو کار دارد مثلا مهندسی مواد با فلزات مهندسی عمران با راه ها و بناها مهندسی کامپیوتر با نرم افزارها و سخت افزارها و به طور کلی با مهندسی با اشیاء آن هم از نوع محسوس سرو کار دارد اما فرهنگ یک مفهوم کاملا انتزاعی و ذهنی است البته درست است که ما امروزه به مفهوم جدیدی تحت عنوان مهندسی فکر سرو کار داریم ولی این مفهوم نیست بیشتر جنبه سنبلیک دارد و واقعا از دید مهندسی به آن نگاه نشده بلکه به جذابیت واژه توجه گردیده است
به هر حال این حقیر واقعا درکی از ماحصل منتج شده ازترکیب این دو واژه غیر همسنخ نمی توانم به دست آورم اگر ممکن است بنده را یاری فرمائید »
پاسخ : در گذشته های نه چندان دور، روشی به نام مهندسی ساختمان و ایجاد بناها بر اساس طرح های مهندسی در بین مردم کشور ما به رسمیت شناخته نمی شد، اما در سالهای اخیر مهندس ساختمان یک امر مهم و ضروری به شمار می رود و همه عوامل دست اندرکار ساختمان باید طرح مربوطه را در اختیار داشته باشند.
کارفرمایان و شهروندانی که درصدد ساخت یک بنای مسکونی یا تجاری بودند، چندان نیازی به انجام هزینه برای تهیه طرح های مهندسی ساختمان احساس نمی کردند حال آنکه امروزه این فرهنگ به خوبی در کشور ما به رسمیت شناخته شده و از جایگاه معتبری برخوردار است به نحوی که در بیشتر مناطق کشور، بدون وجود یک نقشه مهندسی، اصولا اقدام به ساخت یک بنا، قابل پذیرش نیست.
چنین شرایطی برای طراحی های مهندسی اجتماعی و فرهنگی کشورها در حال طراحی است چرا که اگر زمانی عده ای با زور اسلحه و سرنیزه مردم را وادار به تبعیت از خود می کردند، اکنون پایدارترین، موثرترین و کم هزینه ترین راه اعمال نفوذ، تغییر ارزش ها و نگرش های مردم از دریچه فرهنگ است.
فرهنگ به عنوان زیربنای جامعه انسانی برپایه مفروضات و اصول اساسی بنیان نهاده می شود و براساس آن ها ارزش های فرد و جامعه شکل می گیرد ، اگر این ارزش ها تغییر پیدا کنند هنجارهای اجتماعی نیز در قالب رفتارهای فردی و جمعی تغییر پیدا می کند.
مهندسی فرهنگی درصدد است با شناخت مشکلات و نقاط ضعف فرهنگی، نقاط مثبت را تقویت و نقاط ضعف را پالایش کند و لذا بررسی تغییرات ارزشهای مردم که همانا بوسیله تغییر ارزشها میسر می شود ، مهندسی فرهنگی می نامیم .
مهندسی فرهنگی شامل پوشش، ازدواج و طلاق، رانندگی، فرهنگ همسایگی و رژیم غذایی، تا رژیم فرهنگ رفتار سیاسی در جامعه می باشد.
شناسایی عوامل شکل دهنده ی فرهنگ ، تغییر آن و شناخت وجوه گوناگون آن از گام های مهم و اساسی مهندسی فرهنگی است لذا مهندسی فرهنگی با بررسی ارزشهای گذشته و روند تغییر آن سعی می کند بصورت علمی، شدت و جهت آن راشناسایی کرده و برای آن راهکار و برنامه تعریف کند. ادامه...
در جواب به نظر آقای سیامک محبوب« سلام خانم ملك آبادي دوست دارم چند كلمه اي در باره اين تركيب ناموزون صحبت كنم: مهندسي فرهنگي
مطمئن باشيد كه اين عبارت هم ترجمه دست و پا شكسته اي است كه مثل دانشگاه و آموزش و ... كه راه به جايي نميبرد.
بزرگان كه آن بالا نشسته اند فكر ميكنند فرهنگ را هم ميشود مهندسي كرد چطور كه سياست را مهندسي كردند وعاقبتش را هم داريم ميبينم . اين بزرگرواران هنوز بعد از اين همه تجربه كه دنيا كسب كرده است نفهميده اند كه بايد به مسائل انساني به ديد انساني نگاه كرد.
آنها فكر ميكنند كه هر كس كه كله كج نهاد قلندري داند. مثلا نمونه اش وزارت ارشاد خودمان است . فكر ميكنند كه هر كس چهار تا كتاب خوند و يه دونه مقاله نوشت ميشود مرد فرهنگ ساز و قدرت اين را دارد كه تكليف فرهنگي مردم را يكسره كند.
البته من اميدوارم كه به نتيجه برسند و بتوانند انتگرال فرهنگ را گرفته و بعد از محاسبه مساحت زير آن بتوانند ماشين فرهنگ سازي را راه بيندازند و بالاخره لباس فرهنگ را تن اين ملت كنند موفق باشيد سيامك محبوب » نیز باید عرض کنم :
اینکه این واژه ترجمه دست و پا شکسته است یا نه مهم این است که چه پیامی را به دنبال دارد و در مورد اینکه ایا راه به جایی خواهد برد باید عرض کنم : مسلما تا زمانی که افرادی مثل جنابعالی دست روی دست بگذارید و منتظر منجی باشیم دلش به حال این رشته بسوزد و کاری بکند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. البته به شما کاملا حق میدهم. به نظرم دلتان از بوروکراسی اداری کشور حسابی خون است .
و در نهایت باید عرض کنم : طبق آخرین اخبار جمشيد جعفرپور رئيس کميسيون مشورتي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سخنانی مهندسي فرهنگي کشور را از اولويت هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي اعلام کردند. باز جای بسی شادی وامید است که جناب آقای دکتر محمد حسین دیانی استاد خوب و عزیزم عضو این شورا می باشند و از ایشان تقاضا دارم در این رابطه کمی هم دست رشته نوپای کتابداری را بگیرند و یک یا علی بگویند تا این رشته بتواند روی پای خود ایستادن رایاد بگیرد البته ما هم در کنار شما هستیم اقای دکتر ...
منتظر نظرات دوستان عزیز گروه هستم
اخبار مرتبط برای دوستانی که علاقه مندند در این رابطه بیشتر بدانند:
http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=93133
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609200130
http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-10/8609173302192830.htm
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1048544&Lang=P
http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-10/8608179103085251.htm
http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-10/8606146997133548.htm
سلام به همه کتابداران عزیز ایران زمین
فرا رسیدن ماه رمضان " ماه میهمانی دلها در ضیافت الهی " مبارک باد
بايد لحظههاي سرشار از بودن را با خدا تقسيم كرد، در آن هنگام كه چشمانمان به روشنايي و زيباييش، در پس هلال نقرهاي فام چراغ آسمان منور ميشود...
"معبودا، تو خود ميداني كه با دلي مملو از گناه دست بر آستان كبراييت دراز ميكنم و به لطفت اميد دارم.
مهربانا، تو خود ميداني كه رويي سياه كرده دارم از اعمالي كه شايسته بنده چون تويي نيست، و باز تو مرا بنده خود ميداني.
الهي، تو خود ميداني كه زبانم قاصر است از شكر همه نعمتهايت، بل حتي از شكر ذرهاي از نعمتهايي كه عطا كردهاي.
خداي من، تو خود ميداني كه قلبم از عشقت مالامال است و جز تو به كسي اميد ندارم در شيب و فراز زندگي.
بار الها، و من ميدانم كه چقدر كوچكم، چقدر ناسپاسم و چقدر عهد شكن، ميدانم كه چه عهدها با تو بستم و به جا نياوردم، ميدانم كه چقدر در مشكلات زندگي ياد تو بودم و در خوشي هاي زندگي از ياد تو غافل بودم و تو چه مهربان بودي كه هر زمان از ياد عزيزت غفلت كردم، مرا به سوي خود خواندي، و باز من چه ناشكر بودم كه مصيبتي را كه در ازاي آن ياد تو در سينهام جاي ميگرفت را مصيبت خطاب ميكردم، حال كه چيزي جز تلنگري براي ياد آوري تو نبود...
پروردگارا، چشم به آسمان داريم و هلال ماهي را انتظار مي كشيم كه در آن جز انوار تو پديدار نگشته است...
الهي و ربي، روشنايي هلال اين ماه را بر دلهاي ظلمت گرفته ما بتابان و از تاريكي و ظلمت به در آر ، ماندن در اين تاريكي شايسته بنده چون تويي نيست ، خدايي چنين نوراني و بنده اي چنين ظلماني...
عظيما، لطفت را ثنا گوييم كه چنين خوان گستردهاي را براي بندگان در ظلمت فرو رفته ات فراهم ميآوري تا با زلال محبتت خود را شستشو دهند و صفاي دل و جان يابند.
كريما، در آن هنگام كه چشمانمان به روشنايي و زيبايي انوار الهيت كه در پس هلال نقرهاي فام چراغ آسمان منور ميشود، دلهايمان را نيز از فيض اين انوار بينصيب نگردان، و مقدر فرما اين روشنايي تا آن هنگام كه روحمان از جسم خاكي جدا ميشود همراهمان باشد.
رحيما، شكر رحمت واسعهات را كه به حكم خداييت هيچ گاه از بندگانت، حتي گناهكارترينشان دريغ نميگرداني را نميتوانيم به جاي آوريم و تو همچنان با همه ناشكريهاي ما از سر رحمت كنار ميآيي.
الهي، " الهي و ربي من لي غيرك " الهي ، دستهايم را قدرتي ده كه جز به درگاه ملكوتيت به جاي ديگري دراز نشود و از غير تو مدد نخواهد.
پروردگارا، لطفت را شامل حال ما كردي و گفتي " ادعوني استجب لكم " و ما ميدانيم كه اگر تو نخواني دعايي از زبان ما خارج نخواهد شد ، اگر تو نخواهي دستانمان به آستان كبرياييت دراز نخواهد شد ، و اگر تو نخواهي دلي براي با تو بودن نداريم."
به نام یگانه خالق دانایی
در این متن ، با تاکید بر بیانات اخیر مقام معظم رهبری قصد تاکید بر اهمیت پیگیری مسائل صنفی کتابداران را دارم ... .
وقت آن است که اوضاع صنفی و حرفه ای کتابداری را در کشور متحول کنیم
مسئولین باید نسبت به اهمیت و جایگاه حرفه کتابداری و اطلاع رسانی در توسعه همه جانبه کشور آگاه شوند.
همانگونه که مستحضرید چند روز پیش مقام معظم رهبری در دیدارهای جداگانه ای که با هیات دولت و نخبگان کشور داشتند بر اهمیت حوزه فرهنگ و ابزار های فرهنگی در کشور تاکید کرده و خواستار توجه جدی دولت و مسئولین به حوزه فرهنگ و ادب به عنوان زیربنای توسعه فرهنگی، اجتماعی، علمی، اقتصادی و سیاسی شدند.
ایشان با اشاره به مساله علم و تحقیقات در کشور گفتند: مساله نهضت علمی رادر کشور باید جدی گرفت ، چرا که هیچ کشوری به قدرت و ترقی دست نخواهد یافت مگر اینکه در حوزه علمی به جایگاه والایی برسد و در غیر اینصورت به جایگاه والای اقتصادی و سیاسی دست نخواهیم یافت.وی با بیان ارتباط مستقیم جایگاه علمی و دنیای سیاست گفت : لعنت بر کسانی که اولویت علم را ترک کردند و کشور را عقب نگه داشتندو اجازه ندادند تا کشور ما در قافله علم پیشرفت داشته باشدو بعد از آن هم نتوانستیم این عقب ماندگی را جبران کنیم...
اینها بخشی از سخنان مقام معظم رهبری بود که چندی پیش از طریق رسانه های گروهی نیز به اطلاع همگان رسید.
در پی تاکید شدید مقام معظم رهبری مبنی بر توجه جدی دولت به حوزه فرهنگ، سيد احمد موسوي، معاون حقوقي و امور مجلس رييس جمهوري در گفتگو با ایرنا اعلام کرد: اهميت خاص و گسترده حوزه فرهنگ سبب شده تا تاثيرات مستقيمي برحوزههاي اقتصادي ، اجتماعي و سياسيداشته باشد واين مساله موجب شدتا مقام معظم رهبري خواستار توجه و عنايت بيشتر دولت به مسايل فرهنگي شوند.
موسوی همچنین گفت: براين اساس مقررشده وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي و وزارت علوم، تحقيقات و فناوري بعنوان بخشي از متوليان امور فرهنگي ، موظف شدند راهكارهاي توجه بيشتر به مسائل فرهنگي و مهمتر از آن جهت دهي ارزشي به فعاليتهاي فرهنگي را كه مورد تاكيد رهبر معظم انقلاب است، ارائه نمايند.
تمام این ها راگفتم تا مقدمه ای باشد برای اینکه بگویم : با توجه به فرصت خوب پیش آمده، اگر دست روی دست بگذاریم و کاری نکنیم آیا کسی خواهد آمد تا بلکه اندکی از مشکلات فرهنگی حوزه کتاب و کتابخوانی، کتابخانه ها و بالاخره کتابداران را حل کند... ؟ ؟ ؟ آیا فرصت پیش آمده ، موقعیتی مناسب برای پیگیری مشکلات صنفی کتابداران و بودجه های کم اختصاص یافته به حوزه کتاب و کتابخانه ها نیست؟
این را هم می دانم که نه کسی هست که پاسخگوی مشکلات موجود باشد و نه تشکل صنفی در حوزه کتابداری داریم که بتواند اینگونه مسائل را پیگیری کند .
اما با این وجود بیکار نشستن و هیچ اقدامی نکردن خود بزرگترین کوتاهی و اقماض در حق جامعه کتابداری ایران خواهد بود.
راه حل چیست ؟ تنها راه حل موجود و منطقی که می تواند دراین برحه زمانی کارساز واقع شود خواست ماست. پیشنهاد می شود اعضاء محترم انجمن کتابداری ایران با برگزاری نشستی فوری در باب راه حل های مفید در این زمینه تصمیماتی را اتخاذ و به صورت کتبی به مسئولین مربوطه ارجاع دهند و پیگیر جدی مسائل این حرفه تا دستیابی به نتایج مثبت شوند.
همچنین در این برحه حساس و سرنوشت ساز ارتباط فعالانه بزرگان جامعه کتابداری با رسانه های جمعی و مطبوعات در توجیه افکار عمومی و مسئولین بر تاکید اهمیت کتابخانه ها و کتابداری در حوزه فرهنگ و توسعه جامعه می تواند راهکاری مفید واقع گردد.
همچنین بنده حقیر به عنوان کوچکترین عضو این جامعه از انجمن کتابداری ایران خواهشمندم اقدامات لازم جهت پیگیری جدی در ایجاد یک تشکل صنفی در حوزه کتابداری را شروع نمایند .
در پایان بخشی از عمده ترین مسائل و مشکلات موجود در حوزه کتابخانه ها و کتابداری را خاطر نشان می سازم:
- کمبود نیروی کتابدار در کتابخانه های عمومی و عدم استخدام نیروی لازم به دلیل کمبود بودجه
- کمبود مشکل کمبود کتاب در کتابخانه های عمومی و عدم اختصاص بودجه مناسب جهت تجهیز کتابخانه ها
- پیگیری دلیل عدم پرداخت نیم درصد از درآمد شهرداریها از محل تجمیع عوارض ساختاری به نهاد کتابخانه های عمومی ( با این توجیه که وقتی شهرداری قائل به جایگاه کتابخانه ها در کشور نباشد، به طور طبیعی باید پذیرفت که کتابخانه های آن شهر تضعیف و تعطیل شوند)
- پیگیری مکاتبات انجام گرفته از طرف انجمن کتابداری ایران با مسئولان وزارت ارشاد جهت ایجاد تشکلی صنفی منسجم از کتابداران در کشور جهت پیگیری مسائل صنفی و حقوقی کتابداران که تاکنون بی نتیجه مانده است (متأسفانه؛ كتابداران هنوز صنفي كه بتوانند مشكلات احتمالي حقوقيشان را به آنجا ببرند ندارند. در حال حاضر كتابداران تنها صاحب يك انجمن هستند كه آنجا فقط ميتوانند در باره آموزش، پژوهش و مسايلي از اين قبيل صحبت كنند. آنها حتي يك اتاق 12 متري كه متعلق به خودشان باشد ندارند و اگر كتابخانه ملي نبود احتمالاً جلساتشان بايد در پارك برگزار ميشد و غمانگيزتر از همه اينها اين است كه كسي نميداند سرنخ اين مشكلات به چه كسي ميرسد و چه كسي بايد در باره اين مسايل توضيح دهد. مشكلات متعدد و متنوع كتابداران قسمتي از سختي كار است و پيدا كردن فرد يا سازمان مسئول و پاسخگو، قسمت سختتر كار.)
- پیگیری تعطیلی 100 کتابخانه عمومی آماده بهره برداری در سطح کشور به دلیل کمبود بودجه و اعتبارات جهت جذب نیروی متخصص کاری و در نتیجه به تعویق افتادن زمان برگزاری ازمون استخدامی کتابداران در اسفند ماه سال گذشته (قرار بود آزمون استخدامی کتابداران از میان فارغ التحصیلان این رشته، هفته اول اسفند و سپس بیست و دوم این ماه در 30 استان و 200 شهر کشور برگزار شود تا پذیرفته شدگان در آزمون در سال آتی جذب کتابخانه های عمومی شوند.)
- پیگیری جهت ایجاد کمیته ای که مسئول پیگیری جذب منابع مالی استانی برای کتابخانه های عمومی باشد.
- پیگیری ابهام در وضعیت شغلی کتابداران رسمی و مساله وضعیت و جایگاه شغلی کتابداران مامور به نهاد (لازم به ذکر است در این ارتباط عبدالحسین امینی مشاور پارلمانی نهاد کتابخانه های عمومی می گوید: كتابداران از زير نظر وزارت ارشاد خارج نشدهاند آنها از ارشاد به نهاد مأمور شدهاند يعني از بخشي به بخش ديگري مأمور شدهاند و اين اتفاق هم فقط درباره كاركنان رسمي افتاده است به اين دليل كه كتابخانههاي عمومي براساس قانون مجلس، به عنوان نهاد مستقل تعريف شدهاند و وزارت ارشاد هم به طور مستقيم، فعاليت كتابخانهاي ندارد لذا كاركنانش هم بايد در جايي به كار مشغول شوند كه فعاليت تخصصي خودشان انجام ميشود. کتابداران نسبت به این مساله شدیدا اعتراض نشان دادند و حتی کتابدارن تهرانی در سال گذشته با تجمع هایی مقابل وزارت ارشاد نسبت به عدم پرداخت مطالبات چندین ماهه خود و نیز مشخص نبودن جایگاه شغلی شان، اعتراضات خود را مطرح کردند.)
سخن را کوتاه می کنم و تنها به این نکته بسنده می کنم که اکثر این مشكلات، مشكلات پيچيده و بغرنجي نيستند كه غيرقابل حل باشند و با پیگیری و البته تخصيص بودجه و اعتبار حل شدني است.
از طرفی فرصت پیش امده موقعیت مناسبی است که تا حد امکان تلاش کرد تا کمی از مشکلات کتابداران و کتابخانه ها را حل کرد.
تادیگر کسی به خود جرات ندهد که بگوید :
" انجمن کتابداری در شناساندن این شغل به جامعه کوتاهی کرده است" و یا " تاثيرگذاري انجمن كتابداري درجامعه كتابداران و سياستگذاري كتابخانههاي كشور را نا كافي است " و یا " توقع ما از انجمن حضور در همه سطوح مشاوره و برنامهريزي است تا بتواند هويت جمعي كتابداري را در كشور كه متاسفانه شكل نگرفته است، ايجاد كند. " و ...
والسلام
در پایان خواهشمند است اینجانب را از راهنمایی های ارزنده تان بهره مند گردانید.
با تشکر فراوان
ملک آبادی زاده
وبلاگ کانون کتابداران آینده: http//khorasankka.blogfa.com
وبلاگ دنیای اطلاعات کتابداری: http//malekabadi.blogfa.com
ایمیل : Malek.fatemh@gmil.com
|
سلام
امروز در میان اخبار کتاب در رسانه ها گشتی زدم و به عناوین زیر برخوردم
بد نیست شما هم بدانید که:
عناوین این پست شامل
یك گام به سمت ترویج مطالعه
کتاب نفیس ضرورت یا تجمل
كاغذ،قيچي،كتاب
چرا كتاب نميخوانيد؟
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره ساماندهی یارانه کتاب و مطبوعات
مركز اطلاعات تلفني كتاب ايران
لاكپشت كتابخانههاي كشور به پرواز درميآيد
می باشد و جهت مطالعه کامل آن می توانید به لینک ادامه مطلب رجوع کنید. |
ادامه مطلب>>>
بسمه تعالی
26/05/1386
همانگونه که مستحضرید از چندی پیش مباحثی پیرامون دلایل ناشناخته ماندن حرفه کتابداری در جامعه ایران و بروز مساله ای به نام بحران هویت در میان کتابداران در گروه بحث مطرح میشود .
به دلیل اینکه این مبحث همواره برای شخص اینجانب مساله ای مهم بوده است، به دقت پیگیر مطالب مطرح شده درگروه بحث بودم تا شاید بتوانم جواب برخی از سوالاتم را در میان مباحث مطرح شده بیابم . اما با وجود اینکه هر روزه نظرات متفاوتی در گروه مطرح می شد و هر کس به نحوی نقطه نظرات خود را در قالب راهکاری برای رفع این مساله پیشنهاد می داد، نتوانستم جواب و راه حل مشکلات موجود در این حوزه را بیابم و لذا بر آن شدم تا با جمع آوری اطلاعاتی از پیشینه فعالیتهای انجام گرفته در مورد کتابدرای و اطلاع رسانی در ایران و جایگاه آن در میان اجتماع، آسیب شناسی بر دلایل بروز پدیده بحران هویت در کتابداران داشته باشم. البته نظرات بنده نیز به طور قطع خالی از اشکال نخواهد بود و مسلما نظرات سایرین نیز میتواند مکمل آن باشد.
اینجانب در بررسی های خود در میان مقالات و پژوهش های صورت گرفته در حوزه کتابداری و همچنین اخبار و اطلاعات منتشر شده در رسانه ها و مطبوعات و همچنین بررسی نظرات مطرح شده در گروه بحث به نتایج ذیل دست یافتم.
آسیب شناسی دلایل بروز بحران هویت در میان کتابداران ایران
از سالها پیش تا کنون یکی از مهمترین دغدغه های کتابداران و دانشجویان کتابدرای ، اسم این رشته بوده و همواره تغییر نام این رشته جزء مهمترین خواسته های آنان بوده است. اما آیا تغییر اسم رشته به تنهایی می تواند گره گشای بسیاری از مسائل و مشکلات کتابداری ایران باشد؟ آیا با تغییر نام رشته ، کتابداران جایگاه خود را در جامعه باز خواهند یافت؟ و آیا تغییر نام رشته می تواند موانع قانونی را که بر سر راه پذیرش کتابداران در جامعه وجود دارد از میان بردارد؟ آیا تغییر اسم رشته می تواند حلّال مشکل بحران هویت در کتابداران باشد؟ِ
لینک این مطلب درخبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
ادامه مطلب>>>
Once all the scientists die and go to heaven
They decide to play Hide-n-seek ..
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا غایب موشک بازی کنند
Unfortunately Einstein is the one who has the den ...
He Is supposed to count up to 100 ...
and then start searching .
متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
Everyone starts hiding except
همه پنهان شدند الا نیوتون ...
and stands in it Right in front of
Einstein
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.




