تبليغاتX
دنیای اطلاعات کتابداری
دنیای اطلاعات کتابداری
وبلاگ دانشجویی "یه دنیا اطلاعات از کتابداری نوین"
آسیب شناسی دلایل بروز بحران هویت در میان کتابداران ایران چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 11:42 قبل از ظهر

بسمه تعالی

26/05/1386

 

 

همانگونه که مستحضرید از چندی پیش مباحثی پیرامون دلایل ناشناخته ماندن حرفه کتابداری در جامعه ایران و بروز مساله ای به نام بحران هویت در میان کتابداران در گروه بحث مطرح میشود .

به دلیل اینکه این مبحث همواره برای شخص اینجانب مساله ای مهم بوده است، به دقت پیگیر مطالب مطرح شده درگروه بحث بودم تا شاید بتوانم جواب برخی از سوالاتم را  در میان مباحث مطرح شده بیابم . اما با وجود اینکه هر روزه نظرات متفاوتی در گروه مطرح می شد و هر کس به نحوی نقطه نظرات خود را در قالب راهکاری برای رفع این مساله پیشنهاد می داد، نتوانستم جواب و راه حل مشکلات موجود در این حوزه را بیابم و لذا بر آن شدم تا با جمع آوری اطلاعاتی از پیشینه فعالیتهای انجام گرفته در مورد کتابدرای و اطلاع رسانی در ایران و جایگاه آن در میان اجتماع،  آسیب شناسی بر دلایل بروز پدیده بحران هویت در کتابداران داشته باشم. البته نظرات بنده نیز به طور قطع خالی از اشکال نخواهد بود و مسلما نظرات سایرین نیز میتواند مکمل آن باشد.

اینجانب در بررسی های خود در میان مقالات و پژوهش های صورت گرفته در حوزه کتابداری و همچنین اخبار و اطلاعات منتشر شده در رسانه  ها و مطبوعات و همچنین بررسی نظرات مطرح شده در گروه بحث به نتایج ذیل دست یافتم.

 

 

آسیب شناسی دلایل بروز بحران هویت در میان کتابداران ایران

 

 از سالها پیش تا کنون یکی از مهمترین دغدغه های کتابداران و دانشجویان کتابدرای ، اسم این رشته بوده و همواره تغییر نام این رشته جزء مهمترین خواسته های آنان بوده است. اما آیا تغییر اسم رشته به تنهایی می تواند گره گشای بسیاری از مسائل و مشکلات کتابداری ایران باشد؟  آیا با تغییر نام رشته ، کتابداران جایگاه خود را در جامعه باز خواهند یافت؟ و آیا تغییر نام رشته می تواند موانع قانونی را که بر سر راه پذیرش کتابداران در جامعه وجود دارد از میان بردارد؟ آیا تغییر اسم رشته می تواند حلّال مشکل بحران هویت در کتابداران باشد؟ِ

 

در این میان می توان راه حلهای بسیاری را در حرکت به سمت یافتن جایگاه واقعی یک کتابدار در جامعه پیشنهاد کرد که بسیاری از دوستان نیز به آن اشاره داشتند و از آن جمله می توان به درج مقالات ساده و قابل فهم در مطبوعات و رسانه های جمعی و تبلیغات گسترده در جهت معرفی خدمات رشته کتابداری به جامعه اشاره کرد، که صد البته این راهکار می تواند بسیار مفید واقع شود ،اما تنها می تواند در کوتاه مدت اندکی از مشکلات را رفع کند و مسلما تا مساله به درستی و از پایه و اساس حل نشود، مشکل اساسی همچنان باقی است و به قولی " تا ثریا دیوار کج خواهد رفت ... "

بنابراین لازم است کنکاشی داشته باشیم بر جایگاه واقعی کتابداران در ایران تا  بتوانیم دریابیم نقاط ضعف در کجا است و سپس گامهای لازم  را در جهت رفع آن برداریم.

 

مساله بحران هویت در کتابداران را می توان از 3 منظر بررسی کرد:

1. دیدگاه جامعه نسبت به خدمات حرفه کتابداری  و اطلاع رسانی

2. جایگاه قانونی حرفه کتابدرای در جامعه

3. عملکرد ما کتابداران در شناساندن اهمیت حرفه مان

 

  1. دیدگاه جامعه نسبت به خدمات حرفه کتابداری  و اطلاع رسانی

شاید نخستین گام در ورود هر حرفه به جامعه و مورد قبول واقع شدن درآن جامعه، میزان شناخت اعضاء جامعه از میزان اهمیت و مفید بودن آن حرفه است. شناخت درست و صحیح جامعه، از حرفه کتابداری و اهداف و خدمات آن، همچنین آگاهی از اهمیت این حرفه به عنوان ابزاری برای نیل به پیشرفت و توسعه و رشد و ارتقاء افراد آن جامعه، بدون شک نقش مهمی در ایجاد انگیزه در کتابداران خواهد داشت.  مسلما در جامعه ای که کتاب و کتابخوانی هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است نمی توان انتظار داشت که مردمش نسبت به خدمات حرفه کتابداری از سطح اطلاع کافی برخوردار باشند. و بالطبع یکی از مهمترین آثار این بی توجهی ایجاد نگرش منفی در کتابداران به دلیل احساس مفید نبودن خواهد بود و نهایتا کتابداران نیز انگیزه خود را از فعالیت در این حرفه از دست خواهند داد. به روشنی در می یابیم که میان این دو عامل ارتباط بسیار تنگاتنگی وجود دارد  و تا  جامعه ارزش و اهمیت کتاب و کتابخوانی را درنیابد نمی توان ازکتابداران انتظار داشت تا نسبت به حرفه خود نگرش مثبتی داشته و از خدماتی که می توانند به جامعه ارائه دهند احساس رضایت کنند. در واقع جامعه می تواند نقش محوری در ایجاد هویت در کتابداران ایفا کند. حال سوال این است که راه حل چیست ؟

برای حل این مساله نه تنها یک راه بلکه باید چندین راه حل را در پیش گرفت تا در دراز مدت شاهد نتایج مثبت آن در جامعه بود. ناگفته نماند که در این حوزه کارشناسان خوبی هم در سصح کشور وجود دارند و لازم است تا هم از تجربیات و هم از دانششان در حل این مساله کمک گرفت.  از جمله راهکارهای پیشنهادی میتواند همان تبلیغات و اطلاع رسانی درباره خدمات حرفه کتابداری و اهمیت کتابخانه ها باشد و این کار نیز باید به طرق مختلف صورت گیرد تا موثر واقع شود. همچنین باید با انتقاد از عملکرد دولت در عرصه نشر و توزیع کتب همچنین ایجاد کتابخانه های عمومی و سایر کتابخانه ها در سطح کشور ، آنان را  نسبت به اهمیت این مساله آگاه نمود که تنها با تکریم یک هفته در سال به نام هفته کتاب دردی از معذل نبود عادت مطالعه در جامعه دوا نخواهد شد و یا برای رفع مشکلات موجود در حوزه نشر تنها راه حل موجود قطع یارانه کاغذ نیست چراکه بالطبع یکی از نتایج منفی آن افزایش قیمت کتاب و کاهش تقاضا برای خرید آن خواهد بود، و باید چاره ای دیگر اندیشید.

 

از این گونه مسائل در حوزه کتاب و کتابخوانی بسیار به چشم می خورد و لازم است تا اقدامات اساسی در خصوص رفع آن صورت گیرد وبه عقیده بنده ما کتابداران در قبال چنین مسائلی صددرصد مسئولیم و برماست تا نسبت به هر گونه اقدام منفی در حوزه کتابخوانی به شدت عکس العمل نشان دهیم.

 

 

 

2. جایگاه قانونی حرفه کتابدرای در جامعه

بر همه ما واضح و مبرهن است که به لحاظ قانونی، جایگاه حرفه کتابداری و کتابداران درجامعه ایران بسیار ضعیف است. به این معنا که وقتی ما جایگاه کتابخانه ها را تعریف می کنیم اگر در کتابخانه ها، کتابدارانی متخصص وجود نداشته باشند کسی را متهم نمی کنیم که چرا این وظیفه به فردی غیر کتابدار محول شده است. البته بنده اطلاع زیادی در ارتباط با جایگاه قانونی این مساله در کتب قانون ندارم و قطعا بسیاری از دوستان نسبت به آن بیش از بنده اشراف دارند، اما آیا در جایی از قانون می توان یافت که به فرض اگر در کتابخانه ای در یک دانشگاه فردی با مدرکی غیر از کتابداری در سمت مسئول بخش سازماندهی یا سفارش مشغول به کار باشد مجرم محسوب شود و بشود پیگیری قانونی کرد ؟ این در حالی است که در اکثر حرفه ها از جمله مهندسی ، پزشکی ، حقوق و .. در صورتی که چنین اتفاقی بیافتد راهکار قانونی آن کاملا روشن و قابل پیگیری است.

البته این به این معنا نیست که در همه کتابخانه ها از کتابدار غیر متخصص استفاده می شود، بلکه در  بسیاری از کتابخانه ها به دلیل عدم اگاهی از توانایی های خاص یک کتابدار چنین امری صورت میگیرد و همین موضوع خود حاکی از ضعف در جایگاه قانونی این حرفه است . والا چطور میشود که هیچ کس به خود اجازه نمی دهد بدون داشتن تخصص لازم ، درنقش یک وکیل یا پزشک ایفای نقش کند؟

ازطرفی آیا در جایی از قانون نوشته شده است که فلان کتابخانه با داشتن n  عداد کتاب ملزم به بکار گرفتن n تعداد کتابدار متخصص است؟ و یا در مصوبات قانونی مجلس یا حتی در مصوبات قوانین برنامه توسعه می توان بند یا تبصره ای یافت که حامی کتابداران و حرفه کتابداری باشد و بیانگر اهمیت و جایگاه کتابداران به عنوان قشری که خدمات آنان به جامعه می تواند بسیار کارگشا و موثر باشد یافت و با استناد بر آن برای حل دغدغه های این رشته گام برداشت و یا در راستای آن تلاشی را شروع کرد؟ آیا در قانون جایگاهی برای سرانه کتاب در کتابخانه ها به وضوح مشخص شده است؟ آیا در پیش بینی برنامه توسعه، جایگاهی برای توسعه کتابخانه ها و خدمات حرفه کتابداری در جامعه در نظر گرفته ایم؟ آیا در هیج کجای قانون وضع اعتبارات سرانه کتاب تعیین شده است؟

من گمان نمی کنم که در وهله اول تلاش برای ازمیان برداشتن موانع پذیرش کتابداران در جامعه می تواند گامی اساسی در حل بحران هویت کتابداران داشته باشد، چراکه رابطه مستقیمی بین پذیرفته شدن در جامعه و احساس انگیزه و علاقه به کار در کتابداران وجود دارد و تا این مساله از بنیان حل نشود تلاش برای حل سایر مسائل تنها راهکاری مقطعی است و به زودی اثر خود را از دست خواهد داد. از طرفی بازار کار نیز تعیین کننده اصلی مسیر اموزش در دانشگاههاست و این نیز خود مساله ای دیگر است که با جنبه قانونی ارتباط دارد.

پیشنهادی که می توان مطرح کرد اینست که با ایجاد یک نهاد صنفی کتابداری، با عنوان نظام کتابداری یا هر عنوان دیگر و حتی ایجاد هیئتی از متخصصان کتابداری ایران در مجلس یا یکی از وزارت خانه های دولت ، اقدامات لازم در خصوص رفع مشکلات پایه و اساسی در این حرفه چه به لحاظ صنفی و چه به لحاظ اجتماعی صورت گیرد. چراکه چنین نهادی توانایی احقاق حقوق مادی و معنوی کتابداران را خواهد داشت. چنانکه نظام مهندسی، نظام پزشکی و همین اواخر نظام پرستاری این وظیفه را به عهده داشتند و به نتایج مثبتی هم دست یافتند. به عقیده بنده تشکیل چنین نهادی می تواند تاثیر بسزایی در جایگاه حرفه کتابداری در جامعه داشته باشد.

 

 

 

 

 

3. عملکرد ما کتابداران در شناساندن اهمیت حرفه مان

بر کسی پوشیده نیست که نقش ما کتابداران در معرفی این حرفه و خدمات آن به جامعه از جایگاه مهمی برخوردار است و این مائیم که باید با تلاش و پشتکار، کارایی و توانایی هایمان را به جامعه اثبات کنیم و از هر کجا که عبور می کنیم سرمان را بالا بگیریم و بگوییم که کتابداریم.مائیم ه باید با رفتارمان نشان دهیم که از همین کتابخانه هاست که بزرگترین دانشمندان و نویسندگان و هنرمندان و سازندگان ایران امروز بیرون امده اند. این خودمانیم که باید با رفتارمان سبب شویم که دیگران به ما احترام بگذارند و فلسفه وجودی حرفه مان را در ک کنند و آن را قدر بدارند. این ماییم که باید اثبات کنیم که در هر جامعه ای میزان اهمیتی که به کتاب و کتابخانه داده می شود نشان دهنده میزان اهمیت دادن آن جامعه به فرهنگ و ادب است  و حیات علمی، صنعتی، آموزشی و اقتصادی و فرهنگی هر کشوری در گروی بی چون و چرای اطلاعات و اطلاع رسانی است. البته همان طور که گفتم بروز مساله بی هویتی در کتابداران هم میتواند ریشه در موانع قانونی پذیرش کتابداران در جامعه داشته باشد و هم به میزان دانش و آگاهی و عشق و علاقه ای که در آنان وجود دارد بر می گردد.

 

 

 

 

سخن پایانی:

 

به درازا کشانیدن سخن در جایی که بسیاری از بزرگان به درستی به همه جوانب امر اشراف دارند شاید تکرار مکررات باشد اما آنچه منطقی به نظر می آید اینست که از احضارات تمام کسانی که تا به حال نقطه نظرات خود را من باب این موضوع مطرح کرده اند می توان به این نتیجه رسید که ما باید از حد شعار در آییم و به حد شعور عملی برسیم. بایستی به راههایی بیاندیشیم که موانع پذیرش کتابداران در جامعه را از میان برداریم و در این میان ما کتابداران نقش عمده ای داریم. تهیه خط مشیی از  چشم انداز آینده حرفه و  برنامه هایی که بایستی در جهت شناساندن جایگاه حرفه کتابداری و اطلاع رسانی در جامعه صورت گیرد نیز میتواند مثمر ثمر واقع گردد.

در پایان از همه دوستان و صاحب نظران خواهشمند است در صورتی که نقایصی در گفته های بنده وجود داشته است پوزش بنده را  بپذیرند و همچنین در صورتی که نظری و یا صحبتی دارند، اینجانب با کمال میل پذیرا خواهم بود.

 

 

با نهایت تشکر و سپاس

فاطمه ملک آبادی زاده

دانشجوی کارشناسی کتابدرای و اطلاع رسانی

 دانشگاه امام رضا (ع) - مشهد

پست الکترونیک :  malek.fatemh@gmail.com

 


Google Custom Search