تبليغاتX
دنیای اطلاعات کتابداری
دنیای اطلاعات کتابداری
وبلاگ دانشجویی "یه دنیا اطلاعات از کتابداری نوین"
کتاب و کتابخوانی در رسانه های گروهی چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 12:13 بعد از ظهر
 
یك گام به سمت ترویج مطالعه
 
ماجرا درست از دی ماه سال گذشته شروع شد؛ زمانی كه خانم نوذری تصمیم گرفت به طور آزمایشی كتاب‌های كتابخانه شهر ِفرهنگسرای تهران را با پیك موتوری به دست اعضاي كتابخانه برساند.

معصومه آبرون، مدیر روابط عمومی ‌فرهنگسرای تهران در این باره می‌گوید: « این طرح در سال گذشته با استقبال روبه‌رو شد به همین دلیل زمانی كه برای پركردن اوقات فراغت تابستان امسال برنامه‌ریزی می‌كردیم؛ این طرح را هم در ردیف برنامه‌هایمان قرار دادیم و آن را اجرا كردیم.»

این برنامه با عنوان «طرح پیك كتاب» و با هدف ترويج فرهنگ مطالعه و ترغيب شهروندان به كتابخواني شروع به كار كرده است. در این طرح، سه كتابخانه مشاركت می‌كنند؛ كتابخانه شهر در فرهنگسرای تهران، كتابخانه استاد معین در خانه فرهنگ وردآورد و كتابخانه پندار در منطقه 22 اما عملكرد هر یك از این كتابخانه‌ها با دیگری كاملاً متفاوت است.

كتابخانه استاد معین این طرح را برای كسبه محل انجام می‌دهد؛ به این ترتیب كه در ابتدا كتابداران بروشوری تهیه كرده‌اند و آن را در محدوده  مشخصی كه كسبه به فعالیت مشغول بودند؛ پخش كرده و نحوه  فعالیتشان را برای آنان توضیح داده‌اند؛ پس از آن كتاب‌های درخواستی را به وسیله  پیك برای كسبه فرستاده‌اند.

 به این ترتیب، یك ماه است كه كتابداران استادمعین، برای كسبه منطقه، كتاب می‌فرستند و آنها هم بعد از مطالعه با كتابخانه تماس می‌گیرند و كتاب را پس می‌فرستند و یا كتاب جدیدی را تقاضا می‌كنند كه اگر كتابخانه، كتاب مورد نظر را داشته باشد؛ آن را از طریق پیك در اختیار متقاضیان قرار می‌دهد.

آبرون در پاسخ به این سؤال كه چرا این طرح صرفاً برای كسبه اجرا می‌شود؛ گفت: «انجام این طرح برای كسبه در حال حاضر به صورت آزمایشی صورت می‌گیرد به این دلیل كه ساعت كاری آنها طوری نیست كه بتوانند به كتابخانه بیایند اما به طور كلی افرادی در این طرح مورد نظرند كه نمی‌توانند به كتابخانه‌ها مراجعه كنند مثل معلولان، سالمندان و یا خانه‌داران.»


اما انجام طرح پیك كتاب در كتابخانه پندار منطقه 22، متفاوت‌تر از سایر كتابخانه‌ها انجام می‌شود. در اینجا، اعضاي كتابخانه بسته‌های كتاب را به دست كسانی می‌رسانند كه با آنها آشنایی دارند (مثلاً اعضاي خانواده  خودشان) و بعد از مدت كوتاهی بسته‌های كتاب را به كتابخانه برمی‌گردانند. به علاوه، قرار است در پایان تابستان به بهترین پیك‌رسان‌ها جایزه داده شود.

با اینكه این طرح ابتدا در كتابخانه شهر فرهنگسرای تهران آغاز شد، اما هنوز فعالیت تابستانی‌اش را آغاز نكرده و قرار است از اول شهریورماه، كارش را شروع كند. در این كتابخانه، افراد معینی با لباس‌هایی كه آرم «پیك كتاب» دارد، برای اعضا و سایرین كتاب‌های مورد نظرشان را به در منازل خواهند برد.

به این ترتیب، پیك‌ها برای تحویل كتاب‌ها به اعضاي كتابخانه، كارت عضویت‌شان را می‌گیرند و از كسانی كه عضو كتابخانه نیستند، كارت شناسايی‌شان را خواهند گرفت. مژگان نوذری، مسئول كتابخانه شهر فرهنگسرای تهران درباره  اجرای این طرح گفت: «ما در اجرای این طرح برنامه‌ریزی كرده‌ایم تا كسانی كه عضو نیستند؛ با ارائه كارت شناسایی بتوانند به عضویت كتابخانه دربیایند؛ همچنین وبلاگی طراحی كرده‌ایم كه ساكنان منطقه بتوانند به منابع كتابخانه دسترسی داشته باشند و از وضعیت كتاب‌های امانت داده شده و موجود در كتابخانه، اطلاع پیدا كنند.»

همچنین آبرون در یك مصاحبه كوتاه تلفنی درباره ادامه اجرای این طرح گفت: «وقتی این طرح در كتابخانه  شهر انجام گرفت، با تلفن‌ها و درخواست‌های مكرر مواجه شدیم تا این كار برای همه افراد انجام شود. درحال حاضر هم اجرای این طرح تا پایان تابستان قطعی است اما هنوز مشخص نیست كه در آینده هم این روند ادامه داشته باشد.»

بد نیست بدانید كه هر سه كتابخانه این كار را به صورت رایگان انجام می‌دهند و هزینه  كل طرح برعهده فرهنگسرای تهران است. این فرهنگسرا زیر نظر سازمان فرهنگی هنری شهرداری است و مدیریت كارهای فرهنگی و هنری این دو منطقه يعنی مناطق 21 و 22 را برعهده دارد. همچنین طرح پیك كتاب از كارها و برنامه‌های اداره امور كتاب و كتابخانه شهرداری كاملاً مجزا و مستقل عمل می‌كند اما كل طرح به اطلاع این اداره رسیده است.

مطلب دیگر این است كه اجرای این طرح از میان دیگر برنامه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری- برای ترویج فرهنگ مطالعه– مفیدتر است.

مثلاً نقدی كه در طرح «سبد كتاب شهر» مطرح می‌شد، این بود كه سلیقه مخاطب در انتخاب كتاب‌ها نادیده گرفته می‌شود كه البته نقد بی‌ربطی هم به نظر نمی‌رسید. تنها مسئله (كمی) نگران‌كننده، احتمال گم شدن كتاب‌ها و برنگرداندن آنهاست.

 آبرون در این باره می‌گوید: «ما احتمال می‌دادیم كه این اتفاق بیفتد اما اساس كار را بر اعتماد دوطرفه گذاشتیم. به علاوه هدف اصلی ما این بود كه فرهنگ مطالعه را گسترش دهیم و آمار ساعات مطالعه را بالا ببریم. درحال حاضر، درصد مطالعه در شهر تهران نگران‌كننده است و برای جبران این مشكل باید از جایی شروع كرد.»

با تمام این توصیفات، آینده  پیك كتاب و استقبال از آن در ابهام است چرا كه مدت زمان قابل توجهی از انجام این طرح نگذشته و نمی‌توان حدس زد كه مسئولان طرح تا كجا قادرند و یا تمایل دارند این كار را ادامه دهند.

حرفی كه تمام مدت از مسئولان سازمان فرهنگی هنری شهرداری شنیده‌ایم این است كه «فرهنگ به سرمایه‌گذاری احتیاج دارد.» اما اینكه اين طرح چه نتايجي را در برخواهد داشت؛ چیزی است كه در یك یا دو ماه مشخص نمی‌شود و باید صبر كرد تا زمان، آن را ثابت و یا رد كند!     

منبع همشهری آنلاین

کتاب نفیس ضرورت یا تجمل

جلدها با اسلیمی‌های پیچ در پیچ، گل‌های انتزاعی، عکس‌های مناظر طبیعی و تصویر نقاشی‌های مشهور از پشت ویترین کتابفروشی‌ها چشمک می‌زند.

تولید کتاب‌های نفیس بخش کوچکی از صنعت نشر را تشکیل می‌دهد؛ بخشی که حداقل در ظاهر با بضاعت‌تر از سایر بخش‌ها به نظر می‌رسد و گواه آن را می‌توان در کاغذهای گلاسه و جلدهای مرغوب دید.

مطابق آمار راهنمای ناشران و کتابفروشان کشور در سال 85، 48 ناشر در رده «طراحی و هنرهای تزئینی» در عرصه نشر کشور فعالیت می‌کنند که تولیدکنندگان اصلی کتاب‌های نفیس هستند و البته می‌توان 5 ناشر حوزه عکاسی را هم به آنها افزود.

گزارش زیر تلاش می‌کند تا از لابلای صحبت‌های یک ناشر، یک طراح گرافیک و یک پدیدآورنده، به تصویری روشن از تولید و عرضه کتاب‌های نفیس دست پیدا کند.

شاید نخستین نام‌هایی که شنیدن عنوان «کتاب نفیس» به ذهن‌ها متبادر می‌کند، دیوان حافظ، غزلیات سعدی، رباعیات خیام و... باشد اما کتاب‌های نفیس دیگری هم در کشور تولید و عرضه می‌شود.

«مجید میردشتی» مدیر انتشارات میردشتی که 17 سال است در حوزه طراحی و هنرهای تزئینی فعالیت می‌کند، در این باره می‌گوید:  «به جز متون ادبیات کلاسیک فارسی، کتاب‌های ایران‌شناسی و مجموعه آثار هنرمندان در رشته‌های خوشنویسی، مینیاتور، نقاشی و ... نیز به صورت نفیس تولید و عرضه می‌شود.

«حسن سربخشیان» عکاس خبری نیز که دو سال پیش  کتاب عکس «نبض زمان» را با سرمایه شخصی به چاپ رساند، با تایید این نظر می‌گوید: «کتاب‌های نفیس در کشور ما به حوزه ادبیات کلاسیک، نگارگری، نقاشی و... محدود می‌شود اما مدتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کتاب‌های عکس را هم در رده آثار نفیس طبقه‌بندی کرده بود و همین امر باعث شد که این کتاب‌ها، تا مدت‌های طولانی در فهرست خرید کتاب این وزارتخانه جایی نداشته باشد. این مسئله به تولیدکنندگان کتاب‌های عکس ضرر زیادی رساند.»

اما ابراهیم حقیقی، طراح گرافیک و مدیر نشر «هفت رنگ» در پاسخ به این پرسش در ابتدا می‌گوید: «من تصور می‌کنم نفاست باید جزء ذات هر کتابی باشد. بر پایه این سؤال، مثل این است که بگوییم بعضی کتاب‌ها باید نفیس باشند و بعضی نه!» و ادامه می‌دهد: «من معتقدم که اگر اقتصاد نشر بسامان باشد، تمام کتاب‌ها باید نفیس چاپ شوند. اگر به گذشته کتابسازی خودمان هم نگاه کنید، می‌بینید که در زمانی که کتاب‌ها دستنویس بوده یا نسخه‌برداری می‌شده نیز، زیبایی و نفاست کتاب شأن خودش را داشته است. ممکن است که شما کتابی را ارزان تمام کنید ولی ارزان تمام کردن دلیل بر این نمی‌شود که نفیس نباشد.  هر کتابی خواستار کاغذ خودش است.

ما ممکن است برای کتابی که می‌خواهیم ارزان تمام شود، کاغذ ارزان‌تر مصرف کنیم اما دلیل نمی‌شود که مثلاً به حروفچینی، ویرایش و صفحه‌آرایی آن نپردازیم و طرح جلد خوب و درخوری برای آن طراحی نکنیم. بنابراین من نفاست را به گونه دیگری معنا می‌کنم و در این معنا، همه کتاب‌هایی که منتشر می‌شوند، باید نفیس باشند. اما آنچه که چند وقتی است به عنوان «کتاب نفیس» جا افتاده، به کتاب‌های گرانی اطلاق می‌شود که کاغذهای گرانی دارند و روی طراحی آنها کار بیشتری انجام شده و جلدسازی خاصی دارند که همه این خصوصیات خواه ناخواه قیمت آنها را بالا می‌برد.»

حقیقی می‌گوید: « دیوان شاعران مشهور و همچنین قرآن مجید، به صورت نفیس منتشر می‌شود که نه به قصد خواندن، بلکه به قصد تولید کتاب نفیس و هدیه دادن است. البته خوشبختانه این کتاب‌ها در ابعاد و گونه‌های دیگر هم برای مخاطبان بسیاری نشر و توزیع می‌شود و به گونه نفیس منحصر نمی‌شود.»

مواد اولیه گران
استفاده از مواد اولیه گران، یکی از شرط‌های اصلی تولید کتاب‌های نفیس است. میردشتی در این باره می‌گوید: «علت اصلی استفاده از مواد اولیه گران این است که زمانی که یک کتاب هنری با کاغذ مرغوب منتشر می‌شود، به کیفیت اصلی رنگ‌های این آثار نزدیک‌تر است.

 بنابراین ناچاریم از بهترین مواد اولیه استفاده کنیم که بهترین تفکیک رنگ هم در مراحل بعدی انجام بگیرد. البته این کار به تخصص هم نیاز دارد. چون چاپ کارهای 4 رنگ به بالا مثل کارهای تک رنگ نیست. بنابراین باید علاوه بر تخصص، مواد اولیه بهتری هم در تولید آن به کار برود تا کیفیت اصلی آثار هنری حفظ شود. یعنی در مورد این کتاب‌ها استفاده از مواد اولیه گران، یک پیش شرط است و چاره‌ای به جز آن نداریم.

چون اگر قرار باشد این آثار روی کاغذ تحریر چاپ شوند، تمام زحمات ناشران در مراحل پیش از نشر به هدر می‌رود. بنابراین اگر قرار باشد کتابی به صورت نفیس منتشر شود و با ظرافت‌هایی که مد نظر ماست مطابقت کند، بهتر است متریال مورد استفاده در این کار از همان ابتدا در بالاترین سطح ممکن باشد تا جواب دهد.»

سربخشیان نیز با تاکید بر لزوم استفاده بهترین مواد اولیه برای چاپ کتاب‌های هنری نفیس می‌گوید: «در این نوع کتاب‌ها نمی‌توان حتی از کاغذ گلاسه نازکی که مجلات خارجی روی آن چاپ می‌شود استفاده کرد. عرف این است که این کتاب‌ها روی کاغذ کمتر از 150 گرم چاپ نشود، مگر اینکه طراحی خاصی مد نظر باشد که کاغذ دیگری را بطلبد که البته استثناست.»

او می‌گوید: «در کتاب‌های هنری و مخصوصاً کتاب‌های عکس، ناچاریم از کاغذی استفاده کنیم که بعد از چاپ کیفیت اصلی اثر را نشان دهد. البته دستگاههای چاپ این کتاب‌ها هم گران است و همه اینها دست به دست هم می‌دهد تا یک کتاب هنری با قیمت گران به بازار بیاید در حالی که یک رمان در همان قطع شاید یک سوم آن هم قیمت نداشته باشد.»

مخاطب کتاب‌های نفیس چه کسانی هستند؟
برای یک میهمان خارجی چه می‌خرید؟ فکر نمی‌کنید کتاب نفیسی درباره آثار باستانی ایران می‌تواند هدیه جذابی باشد؟ اما آیا این کتاب‌ها در داخل کشور هم مخاطبی دارند؟
حقیقی می‌گوید: «این گونه کتاب‌ها که انتشار آنها هزینه بالایی دارد، قیمت تمام شده بالایی هم دارند، بنابراین دارای مخاطبان خاصی هم می‌شوند. مخاطبان خاص هم قطعاً کسانی هستند که ممکن است به کتاب‌های هنری علاقه داشته باشند.

اما من فکر می‌کنم خریدن این کتاب‌ها نه به قصد خود کتاب است، بلکه بیشتر به قصد هدیه دادن است. در حقیقت این گونه کتاب‌ها جایگزین بسیاری از هدایای دیگر شده‌اند. اگر تا مدت‌های درازی در شب‌های عید، مردم تقویم، سررسید، ساعت و خودکارهای گران قیمت هدیه می‌دادند، این کار آنقدر تکراری شد که به فکر افتادند می‌شود کتاب هم هدیه داد. در حقیقت این کتاب‌ها جایگزین هدیه‌ها شده‌اند و اگر خریداری دارند، به خاطر ذات و نفس کتاب نیست.»

وی ادامه می‌دهد: «ناشران معتبر جهانی کتاب‌های هنری را در قطع‌های بزرگ و به صورت نفیس در می‌آورند که مخاطب و خریدار خاص خودش را دارد،  به خاطر اینکه به عنوان مثال یک نقاشی را باید به شکلی چاپ کرد که از اصل خود دور نباشد. اما در کنار این رفتار، همیشه کتاب‌های ارزان قیمتی را هم در قطع‌های کوچکتر با جلدهای ساده‌تر درمی‌آورند که خریداران با بضاعت کمتر هم توان خرید آن را داشته باشند.

 اما ما الان متأسفانه فقط دارای یک گونه از این کتاب‌ها هستیم که همان کتاب‌های هنری گران قیمت است که «نفیس» نام گذاری شده و اصلاً همان‌ها را در قطع‌های کوچکتر با قیمت ارزان تولید نمی‌کنیم تا مورد استفاده دانشجویان رشته‌های هنری قرار بگیرد.»

این طراح گرافیک می‌گوید: «کاربرد اصلی این کتاب‌ها – که امیدوارم این کاربرد را داشته باشند- قرار گرفتن در اختیار هنرمندان و خصوصاً دانشجویان است. بالاخره تمام انسان‌ها و خصوصاً هنرمندان باید آثار یکدیگر را ببینند.

 در حقیقت ما با دیدن آثار دیگران، با افق‌های تازه‌تری مواجه می‌شویم و می‌توانیم مدام خودمان را نو بکنیم. این روزها در شهرهای بزرگ امکان رفتن به گالری‌ها مدام کم می‌شود یا بسیاری از هنرمندان گاهی اوقات سال‌ها نمایشگاهی نمی‌گذارند که دیگران در گالری‌ها با آثار آنها مواجه شوند و بیاموزند. بنابراین کتاب همیشه یکی از بهترین راهکارهای مواجهه با آثار هنرمندان است.

این وظیفه اصلی یک کتاب هنری است. اما متأسفانه به دلیل قیمت‌های بالای تمام شده، کمی این وظیفه را از دست داده و کمتر می‌تواند در اختیار مخاطبان اصلی خودش قرار بگیرد.» میردشتی نیز با تایید این نکته که کتاب‌های نفیس بیشتر جنبه هدیه پیدا کرده‌اند می‌گوید: «برخی از هنرمندان به دلیل کار هنری خود ناگزیرند آثار دیگران را ببینند. اما 8 – 7 سالی است که این کتاب‌ها جنبه هدیه پیدا کرده است و بسیاری از مردم آنها را به خارج از کشور ارسال می‌کنند.»

او درباره صدور این کتاب‌ها به خارج از کشور می‌گوید: «وقتی قرار است با کتابی، ایران و آثار تاریخی و هنری آن را به جهان بشناسانیم، چه بهتر که این کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهیم. وقتی بتوانیم یک کار را با بهترین کیفیت ارائه دهیم، در واقع بیانگر این است که ایران از نظر تکنولوژی چاپ آنقدر پیشرفته  است که بتواند چنین کارهایی را منتشر کند.»

سربخشیان نیز معتقد است مخاطبان اصلی این کتاب‌ها باید افراد متخصص در رشته‌های هنری باشند اما می‌گوید: «به نظر من به دلیل قیمت بالای این کتاب‌ها، متولیان فرهنگی باید آنها را خریداری کنند و در اختیار کتابخانه‌ها قرار دهند تا دانشجویانی که توان مالی تهیه آنها را ندارند، از طریق کتابخانه‌ها به آنها دسترسی پیدا کنند. اما متأسفانه وزارت ارشاد در بیشتر موارد حاضر نیست حتی یک سوم از شمارگان این کتاب‌ها را خریداری کند. در این صورت چطور می‌خواهند از ناشران این کتاب‌ها حمایت کنند؟»

قیمت این کتاب چقدر است؟!
لابد شما هم هنگام خریدن یک کتاب نفیس، برای پیدا کردن قیمت آن دچار مشکل شده‌اید و هر چه پشت جلد و صفحه شناسنامه و صفحه آخر کتاب را نگاه کرده‌اید، اثری از قیمت ندیده‌اید! این هم یکی از ویژگی‌های کتاب‌های نفیس است.

حقیقی درباره دلیل قیمت نداشتن این کتاب‌ها می‌گوید: «فکر می‌کنم این قضیه به اقتصاد نشر برمی‌گردد. چون تورم سال به سال افزایش می‌یابد، تصور می‌کنم که عدم قیمت گذاری به این سبب است که در سال‌های بعدی بشود کتاب را به قیمت واقعی‌تری فروخت. چون اگر قرار باشد کتاب‌هایی که هزینه بالایی برده‌است، در انبار بماند و بعد از چند سال با همان قیمت پشت جلد فروش برود، سود ده نخواهد بود و ناشر توان چاپ کتاب‌های بعدی را نخواهد داشت.»

سربخشیان نیز همین امر را تایید می‌کند اما میردشتی معتقد است عدم قیمت گذاری به این خاطر رایج شده است که این کتاب‌ها گاهی هدیه داده می‌شود و شاید قیمت داشتن آنها زیاد خوشایند خریداران نباشد.

مشکلات کتاب‌های نفیس
میردشتی درباره وضعیت فروش کتاب‌های نفیس می‌گوید: «با توجه به اینکه دولت خرید محصولات فرهنگی را از طرف ارگان‌هاي دولتی ممنوع اعلام کرده، فروش این کتاب‌ها کمی کند شده است ولی به هر حال از طرف برخی شرکت‌های خصوصی هنوز خریدهایی انجام می‌شود. ضمن اینکه هنرمندان و کسانی که به دلیل کار خود به این کتاب‌ها نیاز دارند، اگرچه از نظر اقتصادی تحت فشار هستند، هنوز این کتاب‌ها را خریداری می‌کنند.»

سربخشیان درباره مشکلاتی که تولید این کتاب‌ها با مواد اولیه گران برای مخاطبان واقعی آنها ایجاد می‌کند، می‌گوید: «دانشجویان رشته‌های هنری که مخاطبان واقعی این آثار هستند، توان خرید آنها را ندارند. در مورد کتاب‌های رشته عکاسی اگر ناشری پیدا نشود، عکاسان مجبور می‌شوند با هزینه شخصی آثار خود را چاپ کنند كه برگشت هزینه‌ای هم ندارد. من عکاسی را می‌شناسم که 20 سال در حوزه فرهنگ ایران کار کرده و الان نصف شمارگان کتابی که با هزینه خودش منتشر کرده روی دستش مانده. اینها موردهایی است که جای تأمل دارد و توجه بیشتر مسئولان فرهنگی را می‌طلبد.»

اما حقیقی می‌گوید: «من در تولید این کتاب‌ها مشکلی نمی‌بینم. هر کتابی که درمی‌آید یک قدم به سوی توسعه فرهنگی است. قصد من این نیست که بگویم باید جلوی انتشار این کتاب‌ها را گرفت. اما هدفم این است که بگویم باید در کنار این کتاب‌ها، کتاب‌های ارزان‌تری هم تولید کرد که در اختیار همگان قرار بگیرد.

اما شکل ارزان، به معنای ارزان فروشی و کنار گذاشتن گونه نفاستی آن نیست. درست است که می‌توان کاغذ ارزان‌تری مصرف کرد اما نمی‌شود از کاغذ کاهی استفاده کرد چون شبیه به اصل آثار هنری در نمی‌آید. اما می‌شود راهکارهایی پیدا کرد که کتاب‌هایی با قطع کوچکتر اما نزدیک به اصل و همچنان نفیس تولید شود؛ که متأسفانه جای این گونه کتاب‌ها خالی است.»

منبع همشهری انلاین

كاغذ،قيچي،كتاب
موضوع یارانه کاغذ در سال‌های اخیر یکی از موضوعات بحث برانگیز حوزه نشر بود.

اتحادیه و تعاونی ناشران و کتابفروشان برای جلوگیری از رانت خواری و سوء استفاده‌های برخی از ناشران، پیشنهاد حذف آن را به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد ارائه کرده بودند.

معاونت فرهنگی  در خرداد ماه جاری اعلام کرد که این یارانه را قطع مي‌کند و بودجه مصوب آن را در قسمت‌های دیگری از بدنه نشر صرف خواهد کرد تا به نفع مخاطب باشد.روشن نبودن سیاست‌های جایگزینی این یارانه از یک سو و کاغذهای یارانه‌ای که با ارز سال قبل خریداری شده است و در تعاونی ناشران، انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان و... وجود دارد از سوی دیگر، سبب ایجاد بحث‌هایی در این زمینه شده است که گزارش زیر تلاش مي‌کند در گفت و گو با کارشناسان حوزه نشر، حاصل این بحث‌ها را به دست دهد.

بهمن ماه 85 «جواد آرین منش» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با بخش کتاب خبرگزاری میراث فرهنگی اعلام کرد: «در لايحه بودجه، اعتباري ذيل اعتبارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نظر گرفته شده که با عنوان يارانه کاغذ چاپ و مطبوعات و حمايت از نشر، مبلغ 140 ميليارد و 133 ميليون تومان را در سال آينده در اختيار اين وزارتخانه قرار مي دهد.»

وی در این گفت و گو از رشد صد درصدی اعتبار یارانه کاغذ در وزارت ارشاد خبر داد و گفت: «اين يارانه‌ها به روش‌هايي غير از واردات کاغذ هزينه خواهند شد. سال آينده اعتباري در اختيار تعاوني‌هاي وارد کننده کاغذ قرار نخواهد گرفت بلکه اين اعتبار بايد به شکلي هزينه شود که به سمت مصرف کنندگان هدايت شود.»دکتر «محسن پرویز» معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هجدهم خرداد ماه جاری، در حاشیه برپایی دومین نمایشگاه استانی کتاب خراسان شمالی، به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت: «با حذف پرداخت يارانه كاغذ به ناشران كتاب، اشكال مفيدتر و موثرتري براي كمك به كتابخوانان و مصرف كنندگان اين كالاي فرهنگي اعمال خواهد شد.

صدور كارت‌هاي الكترونيكی خريد كتاب به جاي توزيع بن‌هاي كاغذي كنوني، يكي از اين راهها خواهد بود.»وی همچنین خرید و اهداي كتاب به مراكز مختلف فرهنگي و كتابخانه‌هاي كشور و تقويت تجهيزات كتابخانه‌هاي عمومي را از ديگر اقدامات جايگزين طرح توزيع كاغذ يارانه‌اي عنوان كرد اما به همین اندک توضیح بسنده کرد. روشن نبودن اقدامات جایگزین و انبار شدن کاغذهای یارانه‌ای که گفته مي‌شود فکری برای توزیع آنها نشده است، سبب بروز اعتراضاتی از سوی ناشران شده است، اما این اعتراضات باعث زیر سوال بردن طرحی نشده است که پیشنهاد دهنده اصلی آن خود ناشران بودند.

«رضا ‌هاشمي‌نژاد» مدیر نشر افق معتقد است که حذف یارانه در کوتاه مدت ممکن است سبب بالا رفتن قیمت کتاب شود و مخاطبان کمتری را جذب کند و از سوی دیگر چون باید سرمایه بیشتری صرف تولید کتاب شود، توان تولید ناشران پایین مي‌آید. اما او سود حذف كامل یارانه كاغذ را بیشتر از زیان آن مي‌داند و مي‌گوید: «حسن بزرگ این کار جلوگیری از سوء استفاده است. یارانه برای کسانی که واقعا قصد حضور حرفه‌ای در صنعت نشر را نداشتند، تبدیل به ابزاری برای کتابسازی شده بود.

آنها به ترفندهاي مختلف تلاش مي‌کردند از مسیر کار فرار کنند و از طریق کتابسازی و جعل شناسنامه و هزار روش فاسد دیگر، کاغذ یارانه‌ای ارشاد را در بازار آزاد بفروشند بنابراین حذف یارانه برای جلوگیری از کار کسانی که با انگیزه‌هایی غیر از نشر حرفه‌ای به این حوزه وارد شده بودند، راهکار بسیار موثری است. این کار همچنین از فساد اداری که پشت آن غرض‌های شخصی و حزبی وجود دارد، جلوگیری مي‌کند.»

ارشد عين‌اللهي سخنگوي تعاوني ناشران نيز درباره پيامدهاي حذف يارانه كاغذ مي‌گويد:‌ «حذف يارانه كاغذ توسط دولت موجب خواهد شد كه به جاي دولت،‌ ساير مصرف  كنندگان عمده كاغذ و تجار اقدام به وارد كردن كاغذ كنند كه اين امر خود باعث خواهد شد كه بازار كاغذ به صورت رقابتي درآمده و انواع كاغذ وارد كشور شود و عرضه و تقاضا قيمت بازار كاغذ را مشخص خواهد كرد.»تلاش ما بر اين بود كه نظرات جلال همايي سخنگوي اتحاديه ناشران و كتابفروشان را نيز در اين گزارش منعكس كنيم اما عليرغم پيگيري‌هاي مكرر،‌ موفق به انجام اين كار نشديم.

عدم شفافیت سیاست‌ها
آنچه در موضوع حذف یارانه كاغذ سبب مناقشه مي‌شود این است که راهکارهای جایگزین مصرف آن هنوز به روشنی اعلام نشده است.هاشمي‌نژاد مي‌گوید: «علاوه بر اینکه تکلیف کاغذهای یارانه ای موجود در تعاونی ناشران، انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک، تعاونی ناشران قم و ... هنوز روشن نشده است و معلوم نیست بر طبق چه ضوابطی و به چه ناشرانی اعطا خواهد شد، معاونت فرهنگی شفافیتی در روشن کردن سیاست‌های جایگزین خود نداشته است. این عدم شفافیت را مي‌توان در فهرست خرید کتاب به روشنی مشاهده کرد.

در مراجعه به سایت خانه كتاب، با این مساله روبرو مي‌شویم که تنها گزارش چند جلسه خرید کتاب برای کتابخانه‌های عمومی منتشر شده که در آن مشخص نشده است چه تعداد کتاب از چه ناشرانی خریداری شده است. بحث این است که وقتی سیاست‌ها شفاف نباشد، آدم به هر چیزی مي‌تواند فکر کند. شفاف بودن بخشی از بیمه شدن کار افراد است. شاید آنها بگویند نه، ما خودمان که مي‌دانیم سالم هستیم. در جواب باید گفت اما با عدم شفافیت تفکر ناسالمی را در جامعه ترویج مي‌کنید.»او برای روشن شدن این مساله مثالی ذکر مي‌کند و مي‌گوید: «من به عنوان مدیر موسسه، دلیل یک تصمیم گیری را به مدیران ارشد خود خبر نمي‌دهم و آنها را توجیه نمي‌کنم که در راهی که همه داریم با هم کار مي‌کنیم، چرا این تصمیم را گرفته‌ام.

این مساله سبب مي‌شود که آنها افکار منفی را در ذهن خود بپرورانند که باعث ایجاد یاس و سردی در آنها مي‌شود. این مساله در مورد روشن نبودن راهکارهای جایگزین یارانه کاغذ و توزیع کاغذهایی که با ارز سال قبل وجود دارد هم صدق مي‌کند.» او مي‌گوید: «باید قبل از قطع یارانه کاغذ فکر کردن درباره راهکارهای جایگزین شروع مي‌شد، نه اینکه اول آن را قطع کنند و به بازار شوک وارد شود، بعد به فکر درمان آن بیفتند.

مثل پزشکی که عمل جراحی را شروع کرده ولی هنوز سوزن و نخ بخیه را آماده نکرده است!»او ادامه مي‌دهد: «بعضی وقت‌ها که ما راجع به چیزی نظر مي‌دهیم، برخی مسوولان با حالت نیشخند از عدم اطلاع و توجیه بودن ما حرف مي‌زنند. در حالی که این جرمي‌است دو برابر سایر جرم‌ها. آنها باید بگویند این اطلاعات را کجا رسما اعلام کرده اند و در اختیار همه گذاشته اند؟ بی خبر بودن ما که خودمان دست اندرکاران نشریم و ثابت شده که ناشران حرفه ای و در صحنه هستیم، حسن نیست. کجا سمینار و جلسات گروهی برگزار کردند که به جامعه نشر اطلاع داده شود درباره سیاست‌های جایگزین چه راهکارهایی اندیشیده شده؟ این مساله درباره برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلای تهران هم وجود داشت. آیا اگر ارشاد قبل از نمایشگاه کتاب جلسه ای مي‌گذاشت و ناشران را توجیه مي‌کرد که به چه دلایلی مجبور است نمایشگاه را در مصلی برگزار کند، اصلا کار به آن حجم از مسائل مي‌رسید که شاهد آن بودیم؟»

کاغذ یارانه ای چه شد؟!
«محمد رحیم نیا» مدیر شرکت تعاونی انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان و مدیر نشر خانه آفتاب در پاسخ به این سوال که چرا کاغذ یارانه ای موجود در تعاونی توزیع نمي‌شود مي‌گوید: «من نمي‌دانم این خبرها چطور درست مي‌شود! این کاغذها در حال  توزیع است. البته در یک مقطع زمانی به خاطر اینکه تجدید نظرهایی در نحوه توزیع صورت بگیرد، متوقف  شده بود ولی درحال حاضر دارد توزیع مي‌شود. مشکل عمده هم از سوی  ناشرانی است که بدهکارند. چون تصمیم جدی ارشاد این است که به ناشرانی که حتی یک بند کاغذ بدهی دارند، کاغذی داده نشود. اگر مساله بدهی‌ها نبود، کاغذها زودتر از این توزیع مي‌شد.»اما ارشد عين اللهي  درباره كاغذهاي يارانه اي موجود در تعاوني ناشران مي گويد:‌ «شركت تعاوني ناشران تهران از سهميه ارزي سال 85 (آخرين مرحله ورود كاغذ يارانه اي) مقدار معتنابهي كاغذ وارد كرده كه بخشي از آنها هم اكنون وارد كشور شده و در انبار شركت تعاوني موجود است و مابقي نيز بتدريج وارد خواهد شد.»

وي مي افزايد: «از آنجا كه كاغذهاي وارد شده با سهميه ارزي دولتي بوده، مي بايست ضوابط و شرايط توزيع پس از تنظيم دستورالعمل از سوي وزارت ارشاد به تعاوني ابلاغ شود. بنابراين كاغذهاي وارداتي با ضوابط و شرايط جديد ابلاغ شده از سوي آن وزارتخانه توزيع خواهد شد.»

تاثیر بر بازار کاغذ
قطع کاغذ یارانه ای از سوی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گذشته از تمامی بحث‌های موجود، در بازار واردات کاغذ تاثیرات مثبتی داشته است. «داود رحمتی» یکی از واردکنندگان کاغذ معتقد است که قطع یارانه کاغذ، علاوه بر تاثیر مثبت در بازار کاغذ، سبب رقابت سالم در عرصه خرید و فروش کاغذ شده است. وی مي‌گوید: «در زمانی که کاغذ یارانه ای ارائه مي‌شد، فقط یک نوع کاغذ در بازار وجود داشت و همه ناچار بودند از آن استفاده کنند اما حالا از پایین‌ترین قیمت تا بالاترین قیمت در بازار وجود دارد و هر ناشری مي‌تواند هر جور کاغذی را که دوست دارد با هر کیفیتی که مایل است استفاده کند و هیچ محدودیتی وجود ندارد.»

روابط عمومی معاونت فرهنگی چه مي‌گوید؟
تکمیل بحث‌های مطرح شده در این گزارش و ارائه چشم اندازی از راهکارهای جایگزین یارانه کاغذ، نیازمند پرسش و پاسخ با دکتر محسن پرویز معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود اما روابط عمومی این معاونت اعلام کرد: «آیین نامه پیشنهادی از سوی معاونت فرهنگی به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تقدیم شده ولی هنوز هیچ ابلاغی صورت نگرفته است. راهکارها و جهت گیری‌های یارانه کاغذ در این آیین نامه به طور کامل تبیین شده اما تا زمانی که از سوی سازمان مدیریت ابلاغ نشود، نمي‌توانیم به طور کامل درباره آن پاسخگو باشیم.»اين روابط عمومي به سئوالي كه درباره كاغذهاي يارانه‌اي موجود از سوي ما مطرح شده بود نيز پاسخي نداد. اين در حالي است كه ناشراني نظير «نگاه» و «روشنگران و مطالعات زنان» در گفت‌وگوهايي با خبرگزاري مهر، بر احتمال توزيع گزينشي كاغذهاي يارانه‌اي موجود در كشور تأكيد كرده‌اند.

چرا كتاب نمي‌خوانيد؟
مرور هفتگي اخبار حوزه كتاب كار كسل‌كننده‌اي است

اين جريان بي‌هياهو زنده است. متوليانش كتاب منتشر مي‌كنند، نشست‌هاي نقد و بررسي و گاهي آموزشي برگزار مي‌كنند تا وظيفه خود را انجام دهند ولي از رونق و پويايي خبري نيست. در واقع هوادار و دوست‌دار جدي وجود ندارد وگرنه مي‌شد هري‌پاتر با طرفداراني كه براي داشتنش در خيابان‌ها صف مي‌كشند و براي آمدنش جشن برپا مي‌كنند. اگر بازار كتاب ايران چند انگيزه ناقابل براي تكاپو و جلب مخاطبان از دست رفته داشت، ما هم در پايان هفته حرف‌هاي بيشتري براي گفتن داشتيم.

خبر اول اينكه صداي اعتراض رضا سيدحسيني، مترجم نيز در اين هفته از بي‌توجهي به كتاب بلند شد. او در دومين جلسه كارگاه آموزشي مكتب‌هاي ادبي از جوانان خواست كه بيشتر كتاب بخوانند.

در دومين جلسه كارگاه آموزشي مكتب‌هاي ادبي كه به بررسي «فن شعر» ارسطو اختصاص داشت و در محل حوزه هنري استان تهران برگزار شد، رضا سيدحسيني در سخناني گفت: من دلم مي‌خواهد به جوان‌ها بگويم چرا كتاب نمي‌خوانند؟ اين اينترنت بيچاره‌تان كرده  و دردي هم از ما دوا نمي‌كند.

روزنامه‌ها هم مقاله‌ها را از اينترنت در مي‌آورند. البته از اينترنت هم مي‌توان كتاب خواند؛ اما اين كار را هم كه نمي‌كنيد! كارتان شده چت كردن  و حرف‌هاي وبلاگي. من 80 ساله‌ام و مرتب دارم كتاب مي‌خوانم. كتاب‌هايي را كه جايزه مي‌برند. مرتبا مي‌خوانم؛ اما واقعا كتاب‌نخواني زياد شده و مگر مي‌شود اين طور زندگي كرد. خودتان اگر كتاب بخوانيد، همه مسائل حل مي‌شود.

ساير اخبار داخلي نيز از دادن تخفيف 10تا15 درصدي ناشران به دارندگان كارت اهل قلم حكايت دارد. پس از فراخوان موسسه خانه كتاب به ناشران درباره ارائه تخفيف به اصحاب قلم 77 ناشر اعلام آمادگي كردند كه نام آنها در سايت خبرگزاري كتاب ايران اعلام شده و جاي ناشران بنام و شناخته شده‌تر در ميان آنها خالي است.

 پيش از رفتن به سراغ خبرهاي خارجي، خبري در مرز داخلي و خارجي وجود دارد: توافق روسيه، يونان و ايران براي ميزباني نمايشگاه‌هاي كتاب. سه كشور ايران، روسيه و يونان، با امضاي توافق نامه‌اي متعهد شدند كه در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي كتاب اين سه كشور حضور يابند و به صورت متقابل به يكديگر خدمات فرهنگي بدهند. وزارت ارشاد همچنين قرار است اين مذاكرات فرهنگي را با ديگر كشورها ادامه دهد.

در عرصه جهان نيز برجسته‌‌ترين خبر همان انتشار آخرين جلد هري‌پاتر است كه تمام جهان را متوجه خودش كرد. بسي شكر كه در اين هياهو ما از ساير كشورها چندان عقب نبوديم و هري پاتر 7 همزمان با جهان به بازار ايران هم رسيد و نسخه انگليسي آن را مي‌توان در كتابفروشي‌هاي زير پل كريمخان يافت.

در روزهايي كه هري‌پاتر در آسمان‌ها سير مي‌كند، يكي از جلدهاي تن‌تن، قهرمان بسيار قديمي دنياي كودكان از بخش كودكان كتابفروشي‌هاي بريتانيا و آمريكا كنار گذاشته شد. داستان «تن‌تن در كنگو» از سري داستان‌هاي «تن‌تن»، به اتهام نژاد پرستانه بودن بخش‌هايي از داستان از بخش كتاب‌هاي داستاني فروشگاه‌هاي زنجيره «بردرز گروپ» بريتانيا و فروشگاه‌هاي بزرگ آمريكا حذف شد.

فروشگاه «بردرز گروپ» كه يكي از بزرگ‌ترين فروشگا‌ه‌هاي زنجيره‌اي كتاب در بريتانيا و آمريكاست با بالا گرفتن اعتراضات دست به اين اقدام زد ولي مي‌شود بي‌دليل غر زد و گفت: نو كه اومد به بازار، كهنه مي‌شه دل آزار.

منبع : همشهری آنلاین

گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره ساماندهی یارانه کتاب و مطبوعات

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با تاکید بر ضرورت اعطای یارانه به بخش فرهنگ، پیشنهادهایی برای ساماندهی یارانه صنعت نشر (کتاب و مطبوعات) ارائه داد.

به گزارش گروه علمی فرهنگی ایسکانیوز به نقل از دفتر اطلاع رسانی مرکز پژوهشها، دفتر مطالعات فرهنگی این مرکز در پاسخ به درخواست احمدتوکلی نماینده تهران ضمن بررسی میزان اثربخشی یارانه‌ها، پیامدها و اشکالات آن، پیشنهادهای ارائه شده از سوی شورای عالی اقتصاد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای جایگزینی شیوه اعطای یارانه‌های صنعت نشر را ارزیابی کرد و در نهایت راهکارهای کارشناسی درباره ساماندهی یارانه کتاب و شبکه توزیع آن و نیز یارانه مطبوعات را تشریح کرد.
این گزارش در ابتدا پیشنهاد کرد که در بخش نشر کتاب هر نوع پرداخت نقدی یا غیرنقدی به ناشران حذف شود و اعتبارات برنامه توسعه و نشر و ترویج کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تماما به بزرگترین گروه و در عین حال کم درآمدترین مصرف کنندگان کتاب یعنی دانش‌آموزان و دانشجویان اختصاص یابد. به این ترتیب که نیمی از این اعتبار به صورت بن کتاب در اختیار دانشجویان (در تمامی دانشگاه‌های دولتی، آزاد ، پیام نور و... ) قرار گیرد و در همین حال کتابخانه مدارس و دانشگاه‌ها هم تجهیز شود. نیم دیگر نیز به منظور توسعه و گسترش کتابخانه‌های عمومی در اختیار هیات امنای کتابخانه‌های عمومی قرار گیرد.
همچنین پرداخت یارانه به آموزش و پرورش برای پایین نگهداشتن قیمت کتب درسی مدارس و دبیرستان‌ها و دفتر تحریر مورد استفاده دانش‌آموزان مانند گذشته ادامه یابد.
این گزارش در ادامه یکی از مشکلات اصلی بخش نشر کتاب را ضعف سیستم توزیع ذکر کرده و افزود: تخصیص کاربری فرهنگی برای تاسیس کتابفروشی ، دفتر نشر و موسسه توزیع – کتاب – در بخش خصوصی بهترین راه‌حل ممکن در این زمینه است که هیچ هزینه‌ای هم برای دولت ندارد.
در بخش دیگری از این گزارش یارانه مطبوعات مدنظر قرار گرفته و پیشنهاد شده است که یارانه کاغذ مطبوعات به طور کامل حذف و پرداخت نقدی صرفا به روزنامه‌های محلی و نشریات تخصصی با مخاطب محدود نظیر نشریات ادبی،‌ کودکان ، پزشکی ، کودکان و... امثال اینها محدود شود. همچنین باید یارانه نشریاتی که از اعتبارات دولتی استفاده می‌کنند و همین‌طور نشریات عامه پسند و زرد حذف شود و در همین حال بخشی از اعتبار برنامه حمایت و ارتقای مطبوعات به اعطای وام و کمک برای تاسیس چاپخانه در استان‌ها و بهبود شبکه توزیع مطبوعات با استفاده از فناوری روز اختصاص یابد.

منبع: ایسکانیوز

مركز اطلاعات تلفني كتاب ايران
هر چند خانه كتاب مخاطبان خاص خود را دارد كه با مراجعه حضوري، از طريق تلفن يا مطالعه نشريات
و سايت اين مركز، جواب سؤال‌هايشان را مي‌گيرند اما راه‌اندازي كد كشوري، دايره مخاطبان را گسترده‌‌تر مي‌كند.

دسترسي به اطلاعات مربوط به حوزه كتاب و نشر يكي از دغدغه‌هاي اصلي علاقه‌مندان به اين حوزه است كه معمولاً آنها را با مشكل مواجه مي‌كند. راه‌اندازي مركز اطلاعات تلفني كتاب ايران كه قرار است همزمان با برگزاري بيستمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران افتتاح شود، مي‌تواند به حل اين مشكل كمك كند.

اين مركز كه توسط خانه كتاب راه‌اندازي مي‌شود در زماني كوتاه اطلاعات مربوط به كتاب، ناشران و كتابفروشان را در اختيار كاربران قرار خواهد داد. نكته مهم اين است كه پيش از اين نيز اين اطلاع‌رساني انجام مي‌شد اما از طريق شماره تلفن‌هاي 8 رقمي. در صورتي كه از اين پس و با راه‌اندازي اين مركز، كاربران با گرفتن يك كد 3 رقمي مي‌توانند سريع‌تر به اين اطلاعات دست يابند.

«سعيد اسماعيلي» مدير روابط عمومي خانه كتاب، اطلاع‌رساني را وظيفه اصلي اين سازمان مي‌داند و در توضيح دليل راه‌اندازي اين مركز مي‌گويد: اينترنت در دسترس همه نيست و همه نمي‌توانند با مراجعه به سايت خانه كتاب اطلاعات را به دست آورند. كتاب هفته نيز در دسترس همه نيست.

بنابر اين براي راحتي بيشتر مخاطبان، اين مركز راه‌اندازي مي‌شود. اين كد 3 رقمي راحت‌تر در ذهن همه مي‌ماند. اسماعيلي  معتقد است كتاب به عنوان يكي از اركان زندگي انسان بايد وارد بطن زندگي شود و براي سهولت آن بايد انديشيد.

 با اين وجود در اين مورد نيز مانند ساير اتفاق‌هاي فرهنگي كم توجهي مي‌شود. وي در توضيح اين مطلب به واكنش مخابرات اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «مخابرات براي واگذاري اين كد ضرورتي احساس نمي‌كرد و در جواب مي‌گفت چه نيازي به اين  كار هست. اين در حالي است كه بسياري از مراكز داراي كد سه رقمي هستند.»

البته رايزني‌هاي لازم در اين مورد انجام شده است و مسئولان خانه كتاب اميدوارند از آنجا كه وزير مخابرات دستور پيگيري داده است تا زمان افتتاح نمايشگاه كد اين مركز مشخص شود.

اسماعيلي پخش را يكي از مشكلات اساسي در حوزه كتاب عنوان مي‌كند و معتقد است اطلاع‌رساني مي‌تواند بخشي از مشكل پخش را رفع كند. سؤال اين است كه اطلاعات اين مركز تا چه اندازه قابل اطمينان است و مخاطبان تا چه حد مي‌توانند مطمئن باشند كه به همه اطلاعات حوزه كتاب و نشر دسترسي دارند؟ از نظر اسماعيلي آنها مي‌توانند صددرصد مطمئن باشند.

اما چرا؟ «يك نسخه از همه كتاب‌هايي  كه مجوز نشر مي‌گيرند به خانه كتاب فرستاده مي‌شود و همه اطلاعات مربوط به آن ثبت مي‌شود بنابراين اشتباهي پيش نمي‌آيد.»

به گفته مهدي جهرمي مديرعامل خانه كتاب اين مركز تاكنون در هيچ كجاي جهان وجود نداشته است. اين كه چه‌طور ساير كشورهاي دنيا به راه‌اندازي چنين مركزي فكر نكرده‌اند يا ضرورتي براي تأمين آن حس نكرده‌اند جاي سؤال دارد اما مسئولان خانه كتاب خوش‌بينانه به اين قضيه نگاه مي‌كنند و تلاش مي‌كنند از اين راه به طريقي ساده‌تر خدمات رساني كنند.

هر چند خانه كتاب مخاطبان خاص خود را دارد كه با مراجعه حضوري، از طريق تلفن يا مطالعه نشريات و سايت اين مركز، جواب سؤال‌هايشان را مي‌گيرند اما راه‌اندازي كد كشوري، دايره مخاطبان را گسترده‌‌تر مي‌كند.

گرچه راه يافتن اين كد سه رقمي به ذهن مردم چندان هم كار ساده‌اي نيست زيرا در شرايطي كه بسياري حتي كد سه رقمي اورژانس را به ذهن نسپرده‌اند، نمي‌توان انتظار داشت كه كد سه رقمي اطلاعات كتاب را به دغدغه‌هايشان راه دهند.با اين حال مي‌توان اميدوار بود كه راه‌اندازي اين مركز گام اول باشد براي راه يافتن كتاب به بطن زندگي مردم.

 
     
  

منبع: همشهری

حال كتاب خوب نيست
درست در شرايطي كه مسايل حاشيه‌اي نمايشگاه كتاب، فضاي نشر كشور را آشفته و نامتعادل ساخته است، آمار و ارقام نيز حكايت از كاهش انتشار كتاب در ايران دارد.

مطابق آمار خانه كتاب، تعداد كل كتاب‌هاي منتشر‌شده در سال 85 به نسبت سال 84، حدود 4 درصد كاهش داشته است، هرچند كه اين آمار، هنوز كامل نيست و احتمالاً در روزهاي آينده شرايط بهتري خواهد يافت.

مميزي، همين و تمام

اگر چه مسئله مميزي كتاب، هرگز نمي‌تواند تمام مسايل و مشكلات اين حوزه را نشان دهد، اما در ادبيات، انگار تمام راه‌ها، به مميزي ختم مي‌شوند. حبيب احمدزاده، نامزد نهايي كتاب سال جمهوري اسلامي ايران در اين باره مي‌گويد: اگر چه مسئله مميزي كتاب، هرگز نمي‌تواند تمام مسايل و مشكلات اين حوزه را نشان دهد، اما در ادبيات، انگار تمام راه‌ها، به مميزي ختم مي‌شوند.

حبيب احمدزاده، نامزد نهايي كتاب سال جمهوري اسلامي ايران در اين‌باره مي‌گويد: «متاسفانه اين حس رواني در جامعه به شدت وجود دارد و همه احساس مي‌كنند شرايط خوبي در حوزه كتاب حاكم نيست.حالا درست يا غلط.»

احمدزاده كه خود آثارش را به نشر «سوره مهر» مي‌سپارد و هيچ وقت با مسئله مميزي به طور جدي مواجه نشده است، ادامه مي‌دهد: «نمي‌دانم واقعاً چرا ارشاد براي رفع اين حس و مشكل، كوشش ريشه‌اي نمي‌كند. خوب است مسئولان جلسات باز و رودر رو بگذارند تا مميزي و نويسندگان دور يك ميز بنشينند تا مشكل حل شود.»

در حال حاضر، مميزهاي وزارت فرهنگ، چهره‌هايي ناشناخته‌اند و معمولاً با معيارهايي كه براي نويسندگان شفاف نيستند، به بررسي كتاب‌ها مي‌پردازند. اما علاوه بر نبود معيارهاي روشن و حركت نويسندگان در تاريكي، مدت زمان پاسخگويي نيز، گله بيشتر نويسندگان و ناشران است.

بازهم نمايشگاه كتاب

اما دست‌كم حالا كه نمايشگاه كتاب از نظر جلب توجه اهالي كتاب از مميزي پيش افتاده است، اين موضوع نيز يكي ديگر از دلايل ركود نسبي در شرايط نشر قلمداد مي‌شود.

نويسنده «اندكي سايه» مي‌گويد: «هيچ ضرورتي نداشت كه نمايشگاه را دوپاره كنند. مگر تا حالا چه اشكالي داشت؟ مسئولان ارشاد چيزي را كه سال‌ها جا افتاده بود و همه به آن عادت كرده بودند، برهم زدند و اين باعث شده ناشران، نويسندگان، فروشندگان و... ناراضي شوند و نارضايتي آن‌ها حتماً بر وضعيت چاپ و نشر اثر نامطلوبي دارد.»

رقيب بيگدلي، نويسنده رمان موفق «شطرنج با ماشين قيامت» و برگزيده جايزه شهيد غني‌پور نيز در اين موضوع، عقيده‌اي مشابه دارد. احمدزاده مي‌گويد: «ارشاد نبايد تنهايي تصميم بگيرد. وقتي كسي خواستگاري مي‌رود، براي عروس هم حق انتخاب مي‌گذارد، اما اين‌جا هميشه داماد سالاري حاكم است!»

به اعتقاد احمدزاده، همه چيز در ايران سياسي است جز سياست و تمام حاشيه‌هاي نمايشگاه كتاب امسال، از همين مسئله ناشي مي‌شود: «حداقل فايده نمايشگاه اين است كه همه دور هم جمع مي‌شوند. اما ما چون نسبت به يكديگر با ترديد نگاه مي‌كنيم، رودر روي هم قرار مي‌گيريم.»

احمدزاده كه در زمان برگزاري نمايشگاه، در آبادان است تا جشنواره دانش‌آموزي فيلم دفاع مقدس را براي بچه‌هاي مناطق محروم و روستايي برگزار كند، چندان به نتيجه ماجرا اهميت نمي‌دهد، اما اين موضوع را نيز به عنوان يكي ديگر از عوامل مؤثر بر فضاي نشر، مي‌پذيرد و تاكيد مي‌كند: «به هر حال مهم اين است كه سريع و درست تصميم بگيريم و اين قدر روي هر چيز وقت و انرژي نگذاريم.

ما براي تصميم‌گيري درباره هر موضوعي مثل عقب و جلو‌بردن ساعت، رو يا زيرگذاشتن پيراهن، دوپاره يا يك پاره برگزاركردن نمايشگاه و.... روزها و ماه‌ها وقت مي‌گذاريم.»

و بيگدلي يادآوري مي‌كند: «خواه ناخواه بسياري از كساني كه با كتاب سرو كار دارند، چشمشان به نمايشگاه است. چنين وضعيتي بايد سروسامان مقبولي پيدا كند تا براي هيچ كس مسئله و نارضايتي باقي نماند.»

فرهنگ كتابخواني

علاوه بر اين‌ها، احمد بيگدلي به عامل سوم مهم ديگري نيز اشاره دارد؛ مسئله كتاب‌خواني مردم و عملكرد دولت در اين‌باره: «متاسفانه من مي‌بينم كه بچه‌ها و جوانان كتاب نمي‌خوانند و به جاي آن به سرگرمي‌هاي كاذب روي مي‌آورند. براي كتابخوان‌كردن مردم چه اقدامي شده يا مي‌شود؟»

او كه سال‌هاي سال به عنوان آموزگار در مدارس و آموزشگاه‌هاي دولتي و خصوصي فعاليت كرده است، مثالي مي‌زند: «ببينيد چه‌طور دولت براي همه‌گير‌كردن كمربند ايمني اقدام كرد. ظرف مدت كوتاهي با تبليغات مستقيم و غيرمستقيم همه‌جانبه، مسئله را جا انداخت و حالا همه‌ كمربندشان را مي‌بندند. طبيعي است كه اگر كتاب‌خواني هم همين طور مورد توجه قرار گيرد، شمارگان كتاب بسيار تغيير خواهد كرد.»

منبع : همشهری آنلاین

لاك‌پشت كتابخانه‌هاي كشور به پرواز درمي‌آيد

پس از يك‌دوره چندساله فراموشي و فرسايش، حالا 2 بال اصلي فعاليت‌هاي فرهنگي در پايتخت، دست به دست هم داده‌اند تا كتابخانه‌هاي ابرشهر تهران، به جايگاه بالاتري دست يابند.

سازمان فرهنگي – هنري شهرداري تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در آستانه تابستان و فصل رونق كتابخانه‌هاي عمومي، با تدابير جداگانه‌اي براي بهبود اوضاع نابسامان تالارهاي ساكت و ساكن تهران دورخيز كرده‌اند.

اين دورخيز براي سازمان فرهنگي – هنري، طرح تجهيز كتابخانه‌هاي تهران نام دارد. طرحي كه قرار است 300 تا 500 ميليون تومان را در مرحله اول صرف 80 كتابخانه عمومي اين سازمان كند.

مدير امور كتاب كتابخواني سازمان ياد شده در اين‌باره مي‌گويد: مرحله نخست اين طرح، 6 ماه طول مي‌كشد و هزينه‌هاي اجراي آن حدود 300 تا 500 ميليون تومان برآورد شده است.

اميرحسين دهقاني مي‌پذيرد كه تجهيزات كتابخانه‌ها در سال‌هاي اخير فرسوده شده‌اند و اقدام مناسبي براي نوسازي‌شان صورت نگرفته است. اما گذشته از اين، حركت لاك‌پشتي نهاد كتابخانه‌هاي عمومي در مسابقه با خرگوش تيزتك چاپ كتاب‌هاي جديد، آن‌قدر عقب افتاده كه براي رسيدن به آن، واقعا چاره‌اي جز پرواز باقي نمانده است.

با اين وصف، 163 نماينده مجلس شوراي اسلامي، 3 روز پيش در نامه‌اي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، از مديريت كتابخانه‌هاي كشور تقدير كردند. به اعتقاد اين نمايندگان، وضعيت كتابخانه‌هاي عمومي كشور در چند سال اخير قابل مقايسه با گذشته نبوده است و گزارش‌ها حاكي از آن است كه در سراسر كشور، نهضت كتابخواني آغاز شده است.

در نامه نمايندگان، از مهندس ملك‌احمدي، مدير نهاد كتابخانه‌هاي عمومي وزارت ارشاد، به‌خاطر فعاليت‌هاي گسترده‌اش در اين حوزه، تشكر ويژه شده و استمرار مديريت او تقاضا شده است.

يكي از فعاليت‌هاي گسترده، نامه‌نگاري‌هاي اين نهاد با وزارت كشور براي دريافت بدهي‌هاي نيم‌درصدي شهرداري است، هرچند كه آغازگر اين اقدام، شخص وزير بوده است.

صفار هرندي 10 روز پيش در نامه‌اي به وزير كشور خواستار گزارش وزارت كشور درباره بدهي‌هاي مذكور شد. مطابق قانون، شهرداري‌هاي كشور موظفند نيم‌درصد از كل درآمدهاي خود را به نهاد كتابخانه‌هاي عمومي تحويل دهند.

وزارت كشور نيز ملزم است گزارش نحوه اجراي اين قانون را هر 3 ماه يك‌بار به مجلس شوراي اسلامي ارائه كند. آنطور كه وزير ارشاد در نامه‌اش نوشته است شهرداري تهران هم‌اكنون بيشترين بدهي را به انجمن كتابخانه‌هاي عمومي دارد و مجموع اين بدهي‌ها به بيش از 20 ميليارد تومان رسيده است.

پس از اقدام صفار هرندي، درحالي‌كه هنوز يك هفته از ارسال نامه وي به وزير كشور نگذشته بود، معاون اداري – مالي نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور نيز نامه مشابهي را به سيدمهدي هاشمي، معاون عمراني وزارت كشور فرستاد تا هم‌كار محكم‌كاري شود و هم اين نهاد، از قافله عقب نماند.

اما اين 2 نامه در شرايطي براي وزارت كشور فرستاده شدكه تنها يك روز پيش از ارسال نامه وزير، شهردار تهران از امضاي توافق‌نامه‌اي ميان معاونت اداري – مالي شهرداري و نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور خبر داده بود.

محمدباقر قاليباف در آخرين روز از ماه ارديبهشت به خبرگزاري مهر گفته بود كه اين توافق‌نامه در روزهاي پاياني سال گذشته امضا شده است و براساس آن، مشكل بدهي‌هاي نيم‌درصدي شهرداري، حل خواهد شد.

با اين وصف، به نظر مي‌رسد 2 مرغابي بلندپرواز فعاليت‌هاي فرهنگي در 2 سال اخير، هنوز براي منقار گرفتن چوب محكمي كه تاب تحمل اين لاك‌پشت كهن‌سال و فرسوده را داشته باشد، به زمان بيشتري نياز دارند، اما چشم‌انداز، انگار از بركه خوش آب و هوايي در دوردست حكايت مي‌كند.

 

Google Custom Search